biography

[ایالات متحده]/baɪˈɒɡrəfi/
[بریتانیا]/baɪˈɑːɡrəfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اثر ادبی که تجارب زندگی یک شخص را ثبت می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

autobiography

خاطرات

historical biography

زندگی‌نامه تاریخی

celebrity biography

زندگی‌نامه مشاهیر

author's biography

زندگی‌نامه نویسنده

جملات نمونه

She is currently writing a biography of the famous artist.

او در حال حاضر در حال نوشتن یک زندگی‌نامه از هنرمند مشهور است.

The biography of Abraham Lincoln was very well-received by critics.

زندگی‌نامه آبراهام لینکلن مورد استقبال منتقدان قرار گرفت.

I enjoy reading biographies of influential historical figures.

من از خواندن زندگی‌نامه‌های چهره‌های تاریخی تأثیرگذار لذت می‌برم.

The biography provides insight into the life of the author.

زندگی‌نامه بینشی در مورد زندگی نویسنده ارائه می‌دهد.

She researched extensively for her biography on Marie Curie.

او برای زندگی‌نامه‌اش در مورد ماری کوری به طور گسترده تحقیق کرد.

The biography details the struggles and triumphs of the famous athlete.

زندگی‌نامه جزئیات مبارزات و پیروزی‌های ورزشکار مشهور را شرح می‌دهد.

The biography reveals unknown aspects of the singer's life.

زندگی‌نامه جنبه‌های ناشناخته‌ای از زندگی خواننده را آشکار می‌کند.

He wrote a biography of his grandfather who was a war hero.

او زندگی‌نامه‌ای از پدربزرگ خود نوشت که یک قهرمان جنگ بود.

The biography delves into the personal struggles of the famous actress.

زندگی‌نامه به مبارزات شخصی یک بازیگر مشهور می‌پردازد.

A well-written biography can provide valuable insights into a person's life.

یک زندگی‌نامه خوب نوشته می‌تواند بینش ارزشمندی در مورد زندگی یک فرد ارائه دهد.

نمونه‌های واقعی

There are many biographies of Hitler.

بسیاری از زندگینامه های هیتلر وجود دارد.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

Why didn't you give me a biography?

چرا یک زندگینامه به من ندادی؟

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

Dr. Wilson authorized Nick to write his biography.

دکتر ویلسون به نیک اجازه داد تا زندگینامه او را بنویسد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Edmund Morris wrote a 2019 biography of Edison's life.

ادموند موریس در سال 2019 یک زندگینامه از زندگی ادیسون نوشت.

منبع: VOA Special November 2022 Collection

My dad was reading his biography when I was born.

وقتی من متولد شدم پدرم داشت زندگینامه او را می خواند.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Tell me something I can't read in his corporate biography.

به من بگویید چه چیزی را نمی توانم در زندگینامه شرکتی او بخوانم.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

More recognitions still, when Mary Lovell's biography comes out next spring.

هنوز هم، وقتی زندگینامه مری لوول در بهار آینده منتشر می شود، قدردانی های بیشتری وجود خواهد داشت.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

It is the first biography to focus on this aspect of his life.

این اولین زندگینامه ای است که بر این جنبه از زندگی او تمرکز دارد.

منبع: The Economist (Summary)

It turned out that he wanted me to write a biography of him.

مشخص شد که او می خواست من زندگینامه ای از او بنویسم.

منبع: Steve Jobs Biography

One went to Conrad Black, who wrote a flattering biography of Mr. Trump.

یکی به کنراد بلاک رفت که یک زندگینامه دلپذیر از آقای ترامپ نوشت.

منبع: PBS English News

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید