autolatry

[ایالات متحده]/ˈɔːtəˌlætri/
[بریتانیا]/awˈtælətri/

ترجمه

n. پرستش یا تحسین بیش از حد از خود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

autolatry of technology

خودستری فناوری

critique of autolatry

انتقاد از خودستری

combatting autolatry

مقابله با خودستری

understanding autolatry

درک خودستری

جملات نمونه

his autolatry led him to ignore the advice of his friends.

خودستری او باعث شد که از نصیحت دوستانش غافل شود.

in a world of autolatry, humility is often overlooked.

در دنیایی که خودستری در آن غالب است، فروتنی اغلب نادیده گرفته می‌شود.

autolatry can be detrimental to personal relationships.

خودستری می‌تواند برای روابط شخصی مضر باشد.

the rise of autolatry in social media is concerning.

افزایش خودستری در رسانه‌های اجتماعی نگران‌کننده است.

she realized that her autolatry was affecting her career.

او متوجه شد که خودستری‌اش بر شغلش تأثیر می‌گذارد.

autolatry often masks deeper insecurities.

خودستری اغلب ناامنی‌های عمیق‌تر را پنهان می‌کند.

he practiced autolatry, believing he could do no wrong.

او خودستری را تمرین می‌کرد و معتقد بود که نمی‌تواند اشتباه کند.

many celebrities fall into the trap of autolatry.

بسیاری از مشاهیر در دام خودستری می‌افتند.

autolatry can lead to a lack of self-awareness.

خودستری می‌تواند منجر به فقدان خودآگاهی شود.

she struggled to overcome her autolatry and connect with others.

او برای غلبه بر خودستری‌اش و ارتباط با دیگران تلاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید