axes of rotation
محورهای چرخش
grind axes
محورهای آسیاب
political axes
محورهای سیاسی
axes of power
محورهای قدرت
to wield axes
از تبر استفاده کردن
hatchet axes
تبر
double-headed axes
تبرهای دو سر
battle axes
تبر جنگ
the carpenter sharpened his axes before starting the work.
نجار قبل از شروع کار تبرهای خود را تیز کرد.
they used axes to clear the fallen trees from the path.
آنها از تبرها برای پاک کردن درختان افتاده از مسیر استفاده کردند.
axes can be dangerous if not handled properly.
تبرها میتوانند خطرناک باشند اگر به درستی با آنها برخورد نشود.
the axes of rotation determine the movement of the object.
محورهای چرخش حرکت جسم را تعیین میکنند.
he swung the axes with great force to chop the wood.
او با نیروی زیاد تبرها را به حرکت درآورد تا چوب را خرد کند.
in geometry, axes are used to define the coordinate system.
در هندسه، از محورها برای تعریف سیستم مختصات استفاده میشود.
the axes of symmetry in the design are perfectly aligned.
محورهای تقارن در طراحی به طور کامل تراز شده اند.
farmers often rely on axes for various tasks in the field.
کشاورزان اغلب برای انجام کارهای مختلف در مزرعه به تبرها متکی هستند.
he drew the graph using the x and y axes.
او نمودار را با استفاده از محورهای x و y ترسیم کرد.
axes can represent different dimensions in a mathematical model.
محورها میتوانند ابعاد مختلف را در یک مدل ریاضی نشان دهند.
axes of rotation
محورهای چرخش
grind axes
محورهای آسیاب
political axes
محورهای سیاسی
axes of power
محورهای قدرت
to wield axes
از تبر استفاده کردن
hatchet axes
تبر
double-headed axes
تبرهای دو سر
battle axes
تبر جنگ
the carpenter sharpened his axes before starting the work.
نجار قبل از شروع کار تبرهای خود را تیز کرد.
they used axes to clear the fallen trees from the path.
آنها از تبرها برای پاک کردن درختان افتاده از مسیر استفاده کردند.
axes can be dangerous if not handled properly.
تبرها میتوانند خطرناک باشند اگر به درستی با آنها برخورد نشود.
the axes of rotation determine the movement of the object.
محورهای چرخش حرکت جسم را تعیین میکنند.
he swung the axes with great force to chop the wood.
او با نیروی زیاد تبرها را به حرکت درآورد تا چوب را خرد کند.
in geometry, axes are used to define the coordinate system.
در هندسه، از محورها برای تعریف سیستم مختصات استفاده میشود.
the axes of symmetry in the design are perfectly aligned.
محورهای تقارن در طراحی به طور کامل تراز شده اند.
farmers often rely on axes for various tasks in the field.
کشاورزان اغلب برای انجام کارهای مختلف در مزرعه به تبرها متکی هستند.
he drew the graph using the x and y axes.
او نمودار را با استفاده از محورهای x و y ترسیم کرد.
axes can represent different dimensions in a mathematical model.
محورها میتوانند ابعاد مختلف را در یک مدل ریاضی نشان دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید