azure

[ایالات متحده]/ˈæʒə(r)/
[بریتانیا]/ˈæʒər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آبی روشن
n. آبی آسمانی؛ رنگ آسمان بدون ابر.
Word Forms
جمعazures

عبارات و ترکیب‌ها

Azure sky

آسمان آبی

Azure sea

دریاچه آبی

Azure color

رنگ آبی

Azure eyes

چشم‌های آبی

azure blue

آبی فیروزه‌ای

azure stone

سنگ آبی

جملات نمونه

an azure blue semiprecious stone

سنگ نیم‌گهر با رنگ آبی فیروزه‌ای

His eyes are azure.

چشمانش آبی فیروزه‌ای است.

The azure sky stretched out endlessly above the ocean.

آسمان آبی فیروزه‌ای به طور نامحدودی بالای اقیانوس امتداد داشت.

She wore a dress the color of azure.

او لباسی به رنگ آبی فیروزه‌ای پوشیده بود.

The azure waters of the Caribbean are famous for their beauty.

آب‌های آبی فیروزه‌ای کارائیب به خاطر زیبایی‌شان مشهور هستند.

The artist painted the scene with shades of azure and turquoise.

هنرمند صحنه را با رنگ‌های آبی فیروزه‌ای و نیشکر نقاشی کرد.

The azure eyes of the model captivated the audience.

چشمان آبی فیروزه‌ای مدل مخاطبان را مجذوب خود کرد.

The azure butterfly fluttered gracefully among the flowers.

پروانه آبی فیروزه‌ای به طور ظریف در میان گل‌ها پرواز کرد.

The azure hue of the ocean mesmerized the tourists.

رنگ آبی فیروزه‌ای اقیانوس گردشگران را مسحور کرد.

The azure tiles of the swimming pool shimmered in the sunlight.

کاشی‌های آبی فیروزه‌ای استخر در نور خورشید می‌درخشیدند.

The azure bird soared high above the treetops.

پرنده آبی فیروزه‌ای در ارتفاع بالا بالای درختان پرواز کرد.

The azure flag fluttered proudly in the breeze.

پرچم آبی فیروزه‌ای با افتخار در نسیم به اهتزاز درآمد.

نمونه‌های واقعی

Oh, immortal infancy, and innocency of the azure!

ای بی‌مرگی جاودانه، و معصومیت رنگ آبی!

منبع: Moby-Dick

She had azure hair and a face white as wax.

او موهای آبی و چهره‌ای سفید به مانند مومی داشت.

منبع: The Adventures of Pinocchio

People become surprised by the blinding azure and coconut groves in these parts.

در این مناطق مردم از آبی خیره‌کننده و درختان نارگیل شگفت‌زده می‌شوند.

منبع: Travel around the world

For example, you might not care about the difference between azure, ultramarine, and sapphire.

به عنوان مثال، ممکن است برایتان مهم نباشد که تفاوت بین آبی، فرازمینی و یاقوتی چیست.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

She picked orange-colored curtains for the nursery and azure ones for the study.

او پرده‌های نارنجی برای اتاق کودک و آبی برای مطالعه انتخاب کرد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

At our feet: dazzling tracts of white. Over our heads: a pale azure, clear of mists.

در پاهای ما: مناطق خیره‌کننده سفید. بالای سر ما: یک آبی رنگ‌پریده، بدون مه.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

She stood stark against the fading sunlight, a predatory bird ready to rule the azure.

او در برابر نور خورشید در حال محو شدن ایستاده بود، یک پرنده درنده آماده برای حکومت بر آبی.

منبع: 202321

Tormented by the wish to see his father and his fairy sister with azure hair, he raced like a greyhound.

او آزار داده شده از آرزوی دیدن پدر و خواهر کوچکش با موهای آبی، مانند یک تاکسی دوید.

منبع: The Adventures of Pinocchio

High above in the azure heaven the eagle floated peacefully.

در آسمان آبی بالا، باز به آرامی شناور بود.

منبع: Heidi

And a misty valley is azure blue.

و یک دره مه آلود آبی رنگ است.

منبع: Journey to the West: One China, Two English Versions

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید