| جمع | sky-blues |
sky-blue dress
لباس آبی آسمانی
sky-blue sea
دریاچه آبی آسمانی
sky-blue eyes
چشمان آبی آسمانی
a sky-blue hue
یک رنگ آبی آسمانی
sky-blue paint
رنگ آبی آسمانی
sky-blue shirt
پیراهن آبی آسمانی
sky-blue light
نور آبی آسمانی
sky-blue color
رنگ آبی آسمانی
sky-blue curtains
پردههای آبی آسمانی
sky-blue balloons
بادکنکهای آبی آسمانی
the ocean reflected the sky-blue color of the afternoon.
اقیانوس رنگ آبی آسمانی بعد از ظهر را منعکس میکرد.
she wore a sky-blue dress to the summer party.
او یک لباس آبی آسمانی به مهمانی تابستانی پوشید.
the artist used sky-blue paint to create a serene landscape.
هنرمند از رنگ آبی آسمانی برای ایجاد یک منظره آرام استفاده کرد.
a sky-blue kite danced in the wind above the park.
بادبادک آبی آسمانی در باد بالای پارک میرقصید.
the baby's room was decorated with sky-blue wallpaper.
اتاق کودک با کاغذ دیواری آبی آسمانی تزئین شده بود.
we admired the sky-blue mountains in the distance.
ما کوههای آبی آسمانی را در دوردست تحسین کردیم.
the curtains were a soft, sky-blue shade.
پردهها یک سایه آبی آسمانی ملایم داشتند.
he painted the car a vibrant sky-blue color.
او ماشین را به رنگ آبی آسمانی زنده رنگ کرد.
the sky-blue swimming pool looked incredibly inviting.
استخر آبی آسمانی به طرز باورانکی دعوتکننده به نظر میرسید.
she held a sky-blue umbrella against the rain.
او یک چتر آبی آسمانی را در برابر باران نگه داشت.
the lake shimmered with a sky-blue hue.
دریاچه با رنگی آبی آسمانی میدرخشید.
sky-blue dress
لباس آبی آسمانی
sky-blue sea
دریاچه آبی آسمانی
sky-blue eyes
چشمان آبی آسمانی
a sky-blue hue
یک رنگ آبی آسمانی
sky-blue paint
رنگ آبی آسمانی
sky-blue shirt
پیراهن آبی آسمانی
sky-blue light
نور آبی آسمانی
sky-blue color
رنگ آبی آسمانی
sky-blue curtains
پردههای آبی آسمانی
sky-blue balloons
بادکنکهای آبی آسمانی
the ocean reflected the sky-blue color of the afternoon.
اقیانوس رنگ آبی آسمانی بعد از ظهر را منعکس میکرد.
she wore a sky-blue dress to the summer party.
او یک لباس آبی آسمانی به مهمانی تابستانی پوشید.
the artist used sky-blue paint to create a serene landscape.
هنرمند از رنگ آبی آسمانی برای ایجاد یک منظره آرام استفاده کرد.
a sky-blue kite danced in the wind above the park.
بادبادک آبی آسمانی در باد بالای پارک میرقصید.
the baby's room was decorated with sky-blue wallpaper.
اتاق کودک با کاغذ دیواری آبی آسمانی تزئین شده بود.
we admired the sky-blue mountains in the distance.
ما کوههای آبی آسمانی را در دوردست تحسین کردیم.
the curtains were a soft, sky-blue shade.
پردهها یک سایه آبی آسمانی ملایم داشتند.
he painted the car a vibrant sky-blue color.
او ماشین را به رنگ آبی آسمانی زنده رنگ کرد.
the sky-blue swimming pool looked incredibly inviting.
استخر آبی آسمانی به طرز باورانکی دعوتکننده به نظر میرسید.
she held a sky-blue umbrella against the rain.
او یک چتر آبی آسمانی را در برابر باران نگه داشت.
the lake shimmered with a sky-blue hue.
دریاچه با رنگی آبی آسمانی میدرخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید