backcountry

[ایالات متحده]/ˈbækˌkʌn.tri/
[بریتانیا]/ˈbækˌkən.tri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق دورافتاده یا توسعه نیافته، به ویژه در کوه‌ها یا جنگل‌ها.
adj. مربوط به مناطق دورافتاده.

عبارات و ترکیب‌ها

backcountry skiing

اسکی در مناطق دورافتاده

backcountry hiking

پیاده‌روی در مناطق دورافتاده

explore the backcountry

کاوش در مناطق دورافتاده

backcountry camping

کمپینگ در مناطق دورافتاده

remote backcountry lodges

اقامتگاه‌های دورافتاده در مناطق دوردست

backcountry rescue mission

ماموریت نجات در مناطق دورافتاده

backcountry guide service

خدمات راهنمایی در مناطق دورافتاده

backcountry weather conditions

شرایط آب و هوای مناطق دورافتاده

جملات نمونه

we decided to explore the backcountry during our vacation.

ما تصمیم گرفتیم در طول تعطیلات خود منطقه بکر را کشف کنیم.

the backcountry trails are perfect for hiking enthusiasts.

مسیرهای منطقه بکر برای علاقه مندان به پیاده روی عالی است.

camping in the backcountry requires careful planning.

کمپینگ در منطقه بکر نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

he loves the solitude of the backcountry.

او عاشق تنهایی منطقه بکر است.

backcountry skiing can be both thrilling and dangerous.

اسکی در منطقه بکر می تواند هم هیجان انگیز و هم خطرناک باشد.

make sure to bring enough supplies for backcountry adventures.

مطمئن شوید که لوازم کافی برای ماجراجویی در منطقه بکر به همراه دارید.

the backcountry offers stunning views and wildlife.

منطقه بکر مناظر و حیات وحش خیره کننده ای ارائه می دهد.

she enjoys photography in the backcountry.

او از عکاسی در منطقه بکر لذت می برد.

backcountry navigation skills are essential for safety.

مهارت های ناوبری در منطقه بکر برای ایمنی ضروری است.

we encountered a bear while hiking in the backcountry.

ما در حین پیاده روی در منطقه بکر با خرس مواجه شدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید