baddies

[ایالات متحده]/ˈbædɪz/
[بریتانیا]/ˈbædiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع baddie یا baddy; افراد شرور، به ویژه در فیلم‌ها

جملات نمونه

in the movie, the baddies always lose in the end.

در فیلم، دشمنان همیشه در نهایت شکست می‌خورند.

the baddies plotted to take over the city.

دشمنان برای تصرف شهر نقشه‌کشی کردند.

she dressed up as one of the baddies for halloween.

او برای هالووین خود را مانند یکی از دشمنان لباس کرد.

the story was filled with baddies and heroes.

داستان پر از دشمنان و قهرمانان بود.

everyone loves to cheer for the baddies in this game.

همه عاشق تشویق دشمنان در این بازی هستند.

the baddies had a secret lair hidden in the mountains.

دشمنان یک پناهگاه مخفی در کوه‌ها داشتند.

it's fun to create baddies with unique powers.

ایجاد دشمنانی با قدرت‌های منحصربه‌فرد سرگرم‌کننده است.

in cartoons, baddies often have exaggerated features.

در کارتون‌ها، دشمنان اغلب ویژگی‌های اغراق‌آمیزی دارند.

the baddies tried to escape but were caught in the end.

دشمنان سعی کردند فرار کنند اما در نهایت دستگیر شدند.

we need to come up with a plan to defeat the baddies.

ما باید یک برنامه برای شکست دادن دشمنان طراحی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید