bailout

[ایالات متحده]/ˈbeɪlaʊt/
[بریتانیا]/ˈbɛlɑːˌaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمک مالی که توسط یک دولت به یک شرکت یا بانک در حال سقوط داده می‌شود تا از فروپاشی آن جلوگیری کند.

عبارات و ترکیب‌ها

bailout package

بسته نجات

government bailout

نجات دولتی

financial bailout

نجات مالی

bank bailout

نجات بانکی

bailout fund

صندوق نجات

national bailout

نجات ملی

a last-ditch bailout

نجات آخرین راه حل

bailout controversy

جنجال نجات

successful bailout

نجات موفقیت آمیز

failed bailout

نجات ناموفق

جملات نمونه

the government announced a bailout for struggling industries.

دولت اعلام کرد که برای حمایت از صنایع در حال وخامت، بسته‌ای حمایتی اعلام می‌کند.

many citizens were unhappy with the bank bailout.

بسیاری از شهروندان از نجات بانک‌ها ناراضی بودند.

the bailout package included financial aid and loans.

بسته نجات شامل کمک‌های مالی و وام بود.

critics argue that the bailout favors large corporations.

منتقدان استدلال می‌کنند که بسته‌های حمایتی از شرکت‌های بزرگ حمایت می‌کنند.

after the financial crisis, a massive bailout was necessary.

پس از بحران مالی، یک بسته حمایتی بزرگ ضروری بود.

the bailout helped stabilize the economy during tough times.

بسته حمایتی به تثبیت اقتصاد در زمان‌های سخت کمک کرد.

some politicians are calling for a bailout of the airline industry.

برخی از سیاستمداران خواهان بسته‌های حمایتی برای صنعت هواپیمایی هستند.

the bailout drew mixed reactions from the public.

بسته حمایتی واکنش‌های متفاوتی از مردم دریافت کرد.

investors were relieved by the news of the bailout.

سرمایه‌گذاران از خبر بسته‌های حمایتی احساس رهایی کردند.

without a bailout, many companies would have gone bankrupt.

بدون بسته حمایتی، بسیاری از شرکت‌ها ورشکست می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید