ballasted anchor
گویانر با سنگریزه
ballasted railway track
راهآهن گویانر
ballasted ship
کشتی گویانر
ballasted with concrete
گویا شده با بتن
ballasted for stability
گویا شده برای پایداری
the ship was ballasted to ensure stability during the storm.
کشتی برای اطمینان از پایداری در طول طوفان، بارگیری شد.
they ballasted the structure to prevent it from swaying in the wind.
آنها سازه را بارگیری کردند تا از تاب خوردن آن در باد جلوگیری کنند.
ballasted with sand, the model train ran smoothly on the tracks.
با شن بارگیری شده، قطار مدل به طور روان روی ریل حرکت می کرد.
the engineers ballasted the foundations to enhance the building's safety.
مهندسان برای افزایش ایمنی ساختمان، پی ها را بارگیری کردند.
he ballasted his boat with rocks to improve its performance.
او قایق خود را با سنگ ها بارگیری کرد تا عملکرد آن را بهبود بخشد.
to maintain balance, the hot air balloon was ballasted carefully.
برای حفظ تعادل، بالن های هوای گرم به دقت بارگیری شدند.
the team ballasted the vehicle to prepare for the rough terrain.
تیم خودرو را برای آمادگی برای زمین ناهموار بارگیری کرد.
ballasted correctly, the crane lifted heavy loads without tipping.
به درستی بارگیری شده، جرثقیل بارهای سنگین را بدون واژگونی بلند کرد.
before the race, the yacht was ballasted to optimize speed.
قبل از مسابقه، قایق بادبانی برای بهینه سازی سرعت بارگیری شد.
the construction crew ballasted the scaffolding for added safety.
تیم ساخت و ساز داربست را برای افزایش ایمنی بارگیری کرد.
ballasted anchor
گویانر با سنگریزه
ballasted railway track
راهآهن گویانر
ballasted ship
کشتی گویانر
ballasted with concrete
گویا شده با بتن
ballasted for stability
گویا شده برای پایداری
the ship was ballasted to ensure stability during the storm.
کشتی برای اطمینان از پایداری در طول طوفان، بارگیری شد.
they ballasted the structure to prevent it from swaying in the wind.
آنها سازه را بارگیری کردند تا از تاب خوردن آن در باد جلوگیری کنند.
ballasted with sand, the model train ran smoothly on the tracks.
با شن بارگیری شده، قطار مدل به طور روان روی ریل حرکت می کرد.
the engineers ballasted the foundations to enhance the building's safety.
مهندسان برای افزایش ایمنی ساختمان، پی ها را بارگیری کردند.
he ballasted his boat with rocks to improve its performance.
او قایق خود را با سنگ ها بارگیری کرد تا عملکرد آن را بهبود بخشد.
to maintain balance, the hot air balloon was ballasted carefully.
برای حفظ تعادل، بالن های هوای گرم به دقت بارگیری شدند.
the team ballasted the vehicle to prepare for the rough terrain.
تیم خودرو را برای آمادگی برای زمین ناهموار بارگیری کرد.
ballasted correctly, the crane lifted heavy loads without tipping.
به درستی بارگیری شده، جرثقیل بارهای سنگین را بدون واژگونی بلند کرد.
before the race, the yacht was ballasted to optimize speed.
قبل از مسابقه، قایق بادبانی برای بهینه سازی سرعت بارگیری شد.
the construction crew ballasted the scaffolding for added safety.
تیم ساخت و ساز داربست را برای افزایش ایمنی بارگیری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید