ballerina

[ایالات متحده]/bælə'riːnə/
[بریتانیا]/ˌbælə'rinə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (ایتالیایی) یک رقاص باله زن، به ویژه کسی که به عنوان رقاص اصلی اجرا می‌کند.
Word Forms

جملات نمونه

a ballerina who is an ornament to the world of dance.

رقصنده‌ای که زینت‌بخش دنیای رقص است.

Royal Ballerina was touched off by Intrepidity in the English Oaks.

رقصنده سلطنتی توسط جسارت در Oaks انگلیسی آغاز شد.

All the moves of the ballerina were graceful.

همه حرکات بالرین زیبا و باوقار بودند.

When she was a little girl, she dreamed of becoming a ballerina.

وقتی که دختر کوچکی بود، رویای تبدیل شدن به بالرین را داشت.

The graceful ballerina twirled across the stage.

بالرین باوقار به زیبایی روی صحنه چرخید.

She dreams of becoming a professional ballerina one day.

او رویای تبدیل شدن به یک بالرین حرفه‌ای را در یک روز دارد.

The ballerina's delicate movements captivated the audience.

حرکات ظریف بالرین تماشاگران را مجذوب خود کرد.

The ballerina practiced tirelessly to perfect her technique.

بالرین برای کامل کردن تکنیک خود بی‌وقفه تمرین کرد.

The ballerina gracefully leaped into the air with ease.

بالرین به راحتی با وقار به هوا پرید.

The ballerina wore a beautiful tutu for her performance.

بالرین برای اجرا لباس باله زیبایی به تن کرد.

The ballerina's pointe shoes were worn from hours of practice.

کفش‌های نوک بالرین از ساعت‌ها تمرین کهنه شده بودند.

The ballerina's elegant posture added to her performance's charm.

حالت باوقار بالرین به جذابیت اجرایش افزود.

The ballerina's dedication to her craft was evident in every movement.

تعهد بالرین به هنر خود در هر حرکت آشکار بود.

The ballerina's performance was a true work of art.

اجرای بالرین یک اثر هنری واقعی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید