balloons

[ایالات متحده]/ˈbælənz/
[بریتانیا]/ˈbælōnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بالن؛ کیسه‌ای انعطاف‌پذیر پر شده با گاز تا به آن شناور شود
v. بالا رفتن در بالن یا متورم شدن مانند بالن

عبارات و ترکیب‌ها

balloons everywhere

بالن‌ها همه جا

bunch of balloons

چند بالون

release balloons

آزاد کردن بالن‌ها

colorful balloons

بالن‌های رنگارنگ

pop a balloon

ترکیدن یک بالن

giant balloons

بالن‌های غول پیکر

balloon animal

حیوان بالن

hot air balloon

بالن هوای گرم

string of balloons

رشته‌ای از بالن‌ها

جملات نمونه

we decorated the party with colorful balloons.

ما مهمانی را با بادکنک‌های رنگارنگ تزئین کردیم.

the children released their balloons into the sky.

کودکان بادکنک‌های خود را به آسمان رها کردند.

she loves to draw balloons on her birthday cards.

او عاشق کشیدن بادکنک روی کارت‌های تولدش است.

they filled the balloons with helium for the event.

آنها بادکنک‌ها را برای این رویداد با هلیوم پر کردند.

we need to buy more balloons for the celebration.

ما باید برای جشن بادکنک‌های بیشتری بخریم.

the balloon popped during the party.

بادکنک در حین مهمانی ترکید.

he tied the balloons to the chairs for decoration.

او بادکنک‌ها را برای تزئین به صندلی‌ها بست.

they played games with the balloons at the picnic.

آنها با بادکنک‌ها در پیک‌نیک بازی کردند.

she carried a bunch of balloons to the festival.

او دسته ای بادکنک به جشنواره برد.

we released balloons with messages for the environment.

ما بادکنک‌هایی با پیام‌هایی برای محیط زیست رها کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید