globes

[ایالات متحده]/ɡləʊbz/
[بریتانیا]/ɡloʊbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع کره؛ اشیاء کروی؛ کره‌ها برای اهداف آموزشی؛ زمین؛ کره؛ سیارات (جمع کره)
v. گرد کردن؛ به شکل کروی درآوردن (سوم شخص مفرد کره)

عبارات و ترکیب‌ها

world globes

گوی‌های جهان

decorative globes

گوی‌های تزئینی

globe maps

نقشه های کروی

interactive globes

گوی‌های تعاملی

educational globes

گوی‌های آموزشی

political globes

گوی‌های سیاسی

globe models

مدل های کروی

globe displays

نمایشگرهای کروی

globe collections

کلکسیون های کروی

mini globes

گوی‌های کوچک

جملات نمونه

he collected antique globes from around the world.

او گوی‌های قدیمی را از سراسر جهان جمع‌آوری کرد.

the classroom was decorated with colorful globes.

کلاس با گوی‌های رنگارنگ تزئین شده بود.

globes can help students learn geography more effectively.

گوی‌ها می‌توانند به دانش‌آموزان کمک کنند تا جغرافیا را به طور مؤثرتری یاد بگیرند.

we used globes to illustrate the earth's rotation.

ما از گوی‌ها برای نشان دادن چرخش زمین استفاده کردیم.

globes are often used in science museums for educational purposes.

گوی‌ها اغلب برای اهداف آموزشی در موزه‌های علم استفاده می‌شوند.

she gave him a globe as a gift for his birthday.

او به عنوان هدیه تولد به او یک گوی داد.

many globes show political boundaries and major cities.

بسیاری از گوی‌ها مرزهای سیاسی و شهرهای بزرگ را نشان می‌دهند.

he enjoys studying the different continents on his globe.

او از مطالعه قاره‌های مختلف روی گوی خود لذت می‌برد.

globes can vary in size from small desk models to large floor models.

اندازه گوی‌ها می‌تواند از مدل‌های رومیزی کوچک تا مدل‌های کف بزرگ متفاوت باشد.

she often spins the globe to choose her next travel destination.

او اغلب گوی را می‌چرخاند تا مقصد سفر بعدی خود را انتخاب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید