bamboo

[ایالات متحده]/bæm'buː/
[بریتانیا]/ˌbæm'bu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بامبو
Word Forms
جمعbamboos

عبارات و ترکیب‌ها

bamboo forest

جنگل بامبو

bamboo shoot

ساقه بامبو

bamboo leaves

برگ‌های بامبو

bamboo grove

باغ بامبو

bamboo pole

قطب بامبو

bamboo curtain

پرده بامبو

bamboo basket

سبد بامبو

bamboo raft

قایق بامبو

bamboo fence

نرده بامبو

جملات نمونه

bamboo furniture; bamboo sticks.

وسایل و چوب‌های بامبو

Bamboo is a sort of hollow plant.

بامبو نوعی گیاه توخالی است.

Pass me a bamboo rod.

یک چوب بامبو به من بده.

She sometimes uses a bamboo as a stick.

او گاهی اوقات از بامبو به عنوان چوب استفاده می‌کند.

smashing bamboo stems with a hammer;

خرد کردن ساقه بامبو با چکش;

The piece of bamboo makes a musical sound.

قطعه بامبو صدایی موسیقیایی ایجاد می‌کند.

Each bamboo house was surrounded by a thriving orchard.

هر خانه بامبو احاطه شده بود با یک باغی پر رونق.

The bamboo whipped back and hit me in the face.

بامبو برگشت و به صورتم برخورد کرد.

The top layer of Bamboo Charcoal can remove niff &absorb moisture.

لایه بالایی زغال بامبو می‌تواند بو را از بین ببرد و رطوبت را جذب کند.

Conclusion: VPC can be used to determine the guajacolum in bamboo juice.

نتیجه‌گیری: VPC می‌تواند برای تعیین مقدار گوایاکولوم در آبمیوه بامبو استفاده شود.

small squares of canvas were stretched over the bamboo frame.

مربع‌های کوچکی از پارچه را روی قاب بامبو کشیدند.

roll paint: Bamboo's floor, PVC knot board, jalousie, plywood.

رول رنگ: کف بامبو، تخته گره PVC، پرده، تخته سه لا.

Once, there was a leaf of bamboo raft ferrying between today and yestreen, but it now vanished with only a broken rope and pole left.

روزی یک برگ قایق بامبو بین امروز و دیروز در حال حمل و نقل بود، اما اکنون فقط یک طناب و چوب شکسته باقی مانده است.

Hypnotic rhythms and harmonic voices , sarangi, sarod, bamboo flutes and strings in this masterpiece of sound and silence. ~ devakant.com.

ریتم‌های مسحورکننده و صداهای هارمونیک، سرنگی، سرود، فلوت‌های بامبو و سازها در این شاهکار صدا و سکوت. ~ devakant.com.

نمونه‌های واقعی

Bamboo is light because it is hollow.

بامبو سبک است زیرا توخالی است.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

And tiny bamboo lemurs eat nothing except bamboo.

و خرسک‌های بامبو کوچک فقط بامبو نمی‌خورند.

منبع: Earth's Pulse Season 2 (Original Soundtrack)

It turns bamboo into a viable building material.

این بامبو را به یک مصالح ساختمانی قابل استفاده تبدیل می‌کند.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

Pandas in the wild usually eat bamboo.

پانداها در طبیعت معمولاً بامبو می‌خورند.

منبع: Shanghai Education Oxford Edition Junior High School English Grade 8 Volume 2

In 2010, McClelland founded Bambikes, a company that turns locally sourced bamboo into bike frames.

در سال 2010، مک کللند، بنیانگذار Bambikes، شرکتی بود که بامبو منبع محلی را به فریم دوچرخه تبدیل می‌کرد.

منبع: VOA Standard September 2013 Collection

Bamboo poles for hoisting banners rest against them.

میله‌های بامبو برای برافراشتن بنرها به آنها تکیه کرده‌اند.

منبع: The Economist - International

The biggest-ever bamboo shoot in Suichang was harvested in his bamboo forest.

بزرگترین ساقه بامبو در تاریخ در Suichang در جنگل بامبو او برداشت شد.

منبع: A Bite of China Season 1

And this was done with a bamboo pole?

و آیا این کار با یک میله بامبو انجام شد؟

منبع: 2018 Best Hits Compilation

Sufia told Yunus that she borrowed nine cents to buy the bamboo to make each seat.

صوفیا به یونس گفت که برای خرید بامبو برای ساختن هر صندلی، نه سنت قرض گرفت.

منبع: Global Slow English

The nature parks will be big and there will be more bamboo to feed the pandas.

پارک‌های طبیعی بزرگ خواهند بود و بامبو بیشتری برای تغذیه پانداها وجود خواهد داشت.

منبع: Foreign Language Teaching and Research Press Junior Middle School English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید