tall reeds
نازکنی
among reeds
در میان جگههایی
reeds rustling
جغههای خشخشکن
thick reeds
جغههای ضخیم
bending reeds
جغههای خمیده
reeds swaying
جغههای تابخور
reeds growing
جغههای در حال رشد
cut reeds
جغههای بریده شده
reeds whispering
جغههای زمزمهکن
fields of reeds
مزارع جگههایی
the artist used reeds to create a beautiful basket.
هنرمند از نی برای ساختن یک سبد زیبا استفاده کرد.
we walked along the path lined with tall reeds.
ما در امتداد مسیری که با نیهای بلند پوشیده شده بود، قدم زدیم.
the ducks were feeding amongst the reeds by the river.
اردکها در میان نیها کنار رودخانه مشغول تغذیه بودند.
he cut the reeds to make a simple flute.
او نیها را برای ساختن یک نی ساده برش زد.
the wind rustled through the reeds, creating a soothing sound.
باد در میان نیها زوزه میکشید و صدایی آرامشبخش ایجاد میکرد.
the reeds provided shelter for the wildlife in the marsh.
نیها پناهگاهی برای حیات وحش در مرداب فراهم کردند.
she wove reeds into a decorative wall hanging.
او نیها را به یک آویز تزئینی بافت.
the boat gently slid through the reeds along the shoreline.
قایق به آرامی در میان نیها در امتداد ساحل حرکت کرد.
we found a patch of reeds growing near the pond.
ما یک دسته نی که نزدیک برکه رشد میکرد پیدا کردیم.
the reeds swayed rhythmically in the breeze.
نیها به طور ریتمیک در نسیم تاب میخوردند.
he built a small raft from bundles of reeds.
او یک کلک کوچک از دسته نیها ساخت.
tall reeds
نازکنی
among reeds
در میان جگههایی
reeds rustling
جغههای خشخشکن
thick reeds
جغههای ضخیم
bending reeds
جغههای خمیده
reeds swaying
جغههای تابخور
reeds growing
جغههای در حال رشد
cut reeds
جغههای بریده شده
reeds whispering
جغههای زمزمهکن
fields of reeds
مزارع جگههایی
the artist used reeds to create a beautiful basket.
هنرمند از نی برای ساختن یک سبد زیبا استفاده کرد.
we walked along the path lined with tall reeds.
ما در امتداد مسیری که با نیهای بلند پوشیده شده بود، قدم زدیم.
the ducks were feeding amongst the reeds by the river.
اردکها در میان نیها کنار رودخانه مشغول تغذیه بودند.
he cut the reeds to make a simple flute.
او نیها را برای ساختن یک نی ساده برش زد.
the wind rustled through the reeds, creating a soothing sound.
باد در میان نیها زوزه میکشید و صدایی آرامشبخش ایجاد میکرد.
the reeds provided shelter for the wildlife in the marsh.
نیها پناهگاهی برای حیات وحش در مرداب فراهم کردند.
she wove reeds into a decorative wall hanging.
او نیها را به یک آویز تزئینی بافت.
the boat gently slid through the reeds along the shoreline.
قایق به آرامی در میان نیها در امتداد ساحل حرکت کرد.
we found a patch of reeds growing near the pond.
ما یک دسته نی که نزدیک برکه رشد میکرد پیدا کردیم.
the reeds swayed rhythmically in the breeze.
نیها به طور ریتمیک در نسیم تاب میخوردند.
he built a small raft from bundles of reeds.
او یک کلک کوچک از دسته نیها ساخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید