reeds

[ایالات متحده]/[riːdz]/
[بریتانیا]/[riːdz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علف‌های بلند و باریک که به صورت انبوه رشد می‌کنند، معمولاً نزدیک به آب.
n. (جمع) مجموعه‌ای از علف‌ها که به عنوان یک وسیله موسیقی استفاده می‌شود؛ مجموعه‌ای از لوله‌ها در یک ساز بادی.

عبارات و ترکیب‌ها

tall reeds

نازک‌نی

among reeds

در میان جگه‌هایی

reeds rustling

جغه‌های خش‌خش‌کن

thick reeds

جغه‌های ضخیم

bending reeds

جغه‌های خمیده

reeds swaying

جغه‌های تاب‌خور

reeds growing

جغه‌های در حال رشد

cut reeds

جغه‌های بریده شده

reeds whispering

جغه‌های زمزمه‌کن

fields of reeds

مزارع جگه‌هایی

جملات نمونه

the artist used reeds to create a beautiful basket.

هنرمند از نی برای ساختن یک سبد زیبا استفاده کرد.

we walked along the path lined with tall reeds.

ما در امتداد مسیری که با نی‌های بلند پوشیده شده بود، قدم زدیم.

the ducks were feeding amongst the reeds by the river.

اردک‌ها در میان نی‌ها کنار رودخانه مشغول تغذیه بودند.

he cut the reeds to make a simple flute.

او نی‌ها را برای ساختن یک نی ساده برش زد.

the wind rustled through the reeds, creating a soothing sound.

باد در میان نی‌ها زوزه می‌کشید و صدایی آرامش‌بخش ایجاد می‌کرد.

the reeds provided shelter for the wildlife in the marsh.

نی‌ها پناهگاهی برای حیات وحش در مرداب فراهم کردند.

she wove reeds into a decorative wall hanging.

او نی‌ها را به یک آویز تزئینی بافت.

the boat gently slid through the reeds along the shoreline.

قایق به آرامی در میان نی‌ها در امتداد ساحل حرکت کرد.

we found a patch of reeds growing near the pond.

ما یک دسته نی که نزدیک برکه رشد می‌کرد پیدا کردیم.

the reeds swayed rhythmically in the breeze.

نی‌ها به طور ریتمیک در نسیم تاب می‌خوردند.

he built a small raft from bundles of reeds.

او یک کلک کوچک از دسته نی‌ها ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید