bamboozling

[ایالات متحده]/bæˈmuːzlɪŋ/
[بریتانیا]/buh-MOOZ-ling/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل فریب دادن یا گیج کردن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

a bamboozling riddle

یک معمای فریبنده

جملات نمونه

the magician's bamboozling tricks left the audience in awe.

ترفندهای فریبنده شعبده‌باز باعث حیرت حاضران شد.

he was bamboozling his friends with elaborate stories.

او با داستان‌های پیچیده دوستان خود را فریب می‌داد.

the politician's bamboozling promises were met with skepticism.

وعده‌های فریبنده سیاستمدار با شک و تردید روبرو شد.

she found his bamboozling behavior quite entertaining.

او رفتار فریبنده او را بسیار سرگرم‌کننده یافت.

the salesman's bamboozling tactics tricked many customers.

حملات فریبنده فروشنده بسیاری از مشتریان را فریب داد.

they were bamboozling the new recruits with confusing jargon.

آنها با استفاده از اصطلاحات گیج‌کننده، سربازان جدید را فریب می‌دادند.

his bamboozling explanations made the topic even more complicated.

توضیحات فریبنده او موضوع را حتی پیچیده‌تر کرد.

she felt bamboozled after reading the fine print of the contract.

او پس از خواندن بندهای جزئی قرارداد احساس فریب‌خوری کرد.

the game was full of bamboozling puzzles that challenged players.

بازی پر از معماهای فریبنده بود که بازیکنان را به چالش می‌کشید.

his bamboozling charm made it hard to say no.

جاذبه فریبنده او باعث می‌شد که گفتن نه سخت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید