tricking someone
فریب دادن کسی
tricking kids
فریب دادن کودکان
tricking friends
فریب دادن دوستان
tricking others
فریب دادن دیگران
tricking yourself
فریب دادن خودتان
tricking people
فریب دادن مردم
tricking the system
فریب دادن سیستم
tricking the mind
فریب دادن ذهن
tricking a magician
فریب دادن یک شعبدهباز
tricking the eye
فریب دادن چشم
he was tricking his friends into believing he was a magician.
او دوستانش را فریب میداد تا باور کنند که او یک جادوگر است.
she enjoys tricking her siblings with clever pranks.
او از فریب دادن خواهر و برادرش با شوخیهای باهوش لذت میبرد.
they caught him tricking the customers with fake products.
آنها او را در حال فریب دادن مشتریان با محصولات تقلبی گرفتند.
tricking someone can lead to serious consequences.
فریب دادن کسی میتواند منجر به عواقب جدی شود.
she was always tricking her classmates into doing her homework.
او همیشه دوستان کلاسش را فریب میداد تا تکالیفش را انجام دهند.
he felt guilty about tricking his boss during the meeting.
او در مورد فریب دادن رئیسش در طول جلسه احساس گناه میکرد.
tricking the audience is part of the magic show.
فریب دادن مخاطبان بخشی از نمایش جادویی است.
she was caught tricking her way into the exclusive party.
او در حال فریب دادن راه خود به مهمانی انحصاری گرفته شد.
tricking your friends can sometimes be all in good fun.
فریب دادن دوستانتان گاهی اوقات میتواند فقط برای تفریح باشد.
he has a talent for tricking people with his words.
او استعداد فریب دادن مردم با کلماتش را دارد.
tricking someone
فریب دادن کسی
tricking kids
فریب دادن کودکان
tricking friends
فریب دادن دوستان
tricking others
فریب دادن دیگران
tricking yourself
فریب دادن خودتان
tricking people
فریب دادن مردم
tricking the system
فریب دادن سیستم
tricking the mind
فریب دادن ذهن
tricking a magician
فریب دادن یک شعبدهباز
tricking the eye
فریب دادن چشم
he was tricking his friends into believing he was a magician.
او دوستانش را فریب میداد تا باور کنند که او یک جادوگر است.
she enjoys tricking her siblings with clever pranks.
او از فریب دادن خواهر و برادرش با شوخیهای باهوش لذت میبرد.
they caught him tricking the customers with fake products.
آنها او را در حال فریب دادن مشتریان با محصولات تقلبی گرفتند.
tricking someone can lead to serious consequences.
فریب دادن کسی میتواند منجر به عواقب جدی شود.
she was always tricking her classmates into doing her homework.
او همیشه دوستان کلاسش را فریب میداد تا تکالیفش را انجام دهند.
he felt guilty about tricking his boss during the meeting.
او در مورد فریب دادن رئیسش در طول جلسه احساس گناه میکرد.
tricking the audience is part of the magic show.
فریب دادن مخاطبان بخشی از نمایش جادویی است.
she was caught tricking her way into the exclusive party.
او در حال فریب دادن راه خود به مهمانی انحصاری گرفته شد.
tricking your friends can sometimes be all in good fun.
فریب دادن دوستانتان گاهی اوقات میتواند فقط برای تفریح باشد.
he has a talent for tricking people with his words.
او استعداد فریب دادن مردم با کلماتش را دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید