tricking

[ایالات متحده]/ˈtrɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtrɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فریب دادن یا گول زدن کسی; مسخره کردن یا تمسخر کردن
n. تزئین یا فریب

عبارات و ترکیب‌ها

tricking someone

فریب دادن کسی

tricking kids

فریب دادن کودکان

tricking friends

فریب دادن دوستان

tricking others

فریب دادن دیگران

tricking yourself

فریب دادن خودتان

tricking people

فریب دادن مردم

tricking the system

فریب دادن سیستم

tricking the mind

فریب دادن ذهن

tricking a magician

فریب دادن یک شعبده‌باز

tricking the eye

فریب دادن چشم

جملات نمونه

he was tricking his friends into believing he was a magician.

او دوستانش را فریب می‌داد تا باور کنند که او یک جادوگر است.

she enjoys tricking her siblings with clever pranks.

او از فریب دادن خواهر و برادرش با شوخی‌های باهوش لذت می‌برد.

they caught him tricking the customers with fake products.

آنها او را در حال فریب دادن مشتریان با محصولات تقلبی گرفتند.

tricking someone can lead to serious consequences.

فریب دادن کسی می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

she was always tricking her classmates into doing her homework.

او همیشه دوستان کلاسش را فریب می‌داد تا تکالیفش را انجام دهند.

he felt guilty about tricking his boss during the meeting.

او در مورد فریب دادن رئیسش در طول جلسه احساس گناه می‌کرد.

tricking the audience is part of the magic show.

فریب دادن مخاطبان بخشی از نمایش جادویی است.

she was caught tricking her way into the exclusive party.

او در حال فریب دادن راه خود به مهمانی انحصاری گرفته شد.

tricking your friends can sometimes be all in good fun.

فریب دادن دوستانتان گاهی اوقات می‌تواند فقط برای تفریح باشد.

he has a talent for tricking people with his words.

او استعداد فریب دادن مردم با کلماتش را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید