bananas

[ایالات متحده]/bəˈnænəz/
[بریتانیا]/bəˈnænəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چندین موز.

عبارات و ترکیب‌ها

go bananas

گَندِه شدن

bananas in pyjamas

لباس خواب با موز

banana republic

جمهوری موز

split bananas

موزهای شکسته

banana bread

نان موز

ripe bananas

موزهای رسیده

peel a banana

پوست کندن موز

banana smoothie

اسموتی موز

جملات نمونه

i bought a bunch of bananas at the store.

من دسته ای موز از مغازه خریدم.

she likes to eat bananas for breakfast.

او دوست دارد موز را برای صبحانه بخورد.

bananas are a great source of potassium.

موز منبع خوبی از پتاسیم است.

he made a smoothie with bananas and yogurt.

او با موز و ماست یک اسموتی درست کرد.

bananas can be used in baking recipes.

می توان از موز در دستور العمل های پخت استفاده کرد.

she peeled a banana and handed it to me.

او پوست موز را کند و به من داد.

they sell organic bananas at the farmer's market.

آنها موز ارگانیک را در بازار کشاورزان می فروشند.

bananas can ripen quickly in warm temperatures.

موزها می توانند به سرعت در دماهای گرم رسیده شوند.

he slipped on a banana peel and fell.

او روی پوست موز لیز خورد و افتاد.

bananas are often used in fruit salads.

اغلب از موز در سالاد میوه استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید