banker

[ایالات متحده]/ˈbæŋkə(r)/
[بریتانیا]/ˈbæŋkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که در یک بانک کار می‌کند یا مسئول آن است، به‌ویژه در سطح مدیریتی
Word Forms
جمعbankers

عبارات و ترکیب‌ها

investment banker

بانکدار سرمایه‌گذاری

جملات نمونه

That banker is really on the ball.

آن بانکدار واقعاً حرفه‌ای است.

a banker known for financial savvy.

بانکداری که به خاطر مهارت مالی شناخته شده است.

bankers are appalled at the economic incompetence of some ministers.

بانکداران از ناتوانی اقتصادی برخی از وزیران شوکه شده اند.

the horse should be a banker for him in the Members' race.

اسب باید در مسابقه اعضا برای او یک بانکدار باشد.

the banker spent two years on secondment to the Department of Industry.

بانکدار دو سال در ماموریت به وزارت صنعت گذراند.

We consult a banker about our money.

ما در مورد پول خود با یک بانکدار مشورت می‌کنیم.

a banker is under an obligation to give disinterested advice.

یک بانکدار موظف به ارائه مشاوره بی‌طرفانه است.

the corporate-finance bankers lacked the necessary political savvy.

بانکداران امور مالی شرکتی فاقد مهارت سیاسی لازم بودند.

Britain's chancellor imposed a supertax on bankers' bonuses in Britain.

وزیر خزانه‌ بریتانیا یک مالیات فوق‌العاده بر پاداش‌های بانکداران در بریتانیا تحمیل کرد.

Bankers have described the supertax as confirmation of the UK's hostility to finance.

بانکداران این مالیات فوق‌العاده را به عنوان تایید خصومت بریتانیا با امور مالی توصیف کرده‌اند.

A plot to assassinate the banker has been uncovered by the police.

یک طرح برای ترور بانکدار توسط پلیس کشف شده است.

A banker's card states that a bank will pay the owner's cheques to a stated amount.

کارت بانکدار بیان می‌کند که بانک چک‌های صاحب را تا مبلغ مشخصی پرداخت خواهد کرد.

They offered him the banker's order £5000 but he didn't accept it.

آنها مبلغ 5000 پوند به عنوان دستور بانکدار به او پیشنهاد کردند اما او آن را نپذیرفت.

During the monetary crisis, several European bankers rallied to the pound.

در طول بحران ارزی، چندین بانکدار اروپایی برای حمایت از پوند متحد شدند.

Foreign bankers and economists cautiously welcomed the minister’s initiative.

بانکداران و اقتصاددانان خارجی با احتیاط از ابتکار وزیر استقبال کردند.

The scenes in London's clubland, where arrogant spymasters down cocktails with braying City bankers, are especially well drawn.

صحنه‌هایی در کلاب‌های لندن، جایی که متخصصان جاسوسی مغرور با بانکداران شهر در حال نوشیدن کوکتل هستند، به خوبی ترسیم شده‌اند.

"Brennus, who takes Rome, is an eagle;the banker who takes the grisette is an eagle.

برنوس، که رم را می‌گیرد، یک شاهین است؛ بانکداری که گریسیت را می‌گیرد، یک شاهین است.

You will not get any confirmation before it starts to send mails, it is your own fault if you mistype your bankers name.

قبل از شروع ارسال ایمیل، هیچ تاییدی دریافت نخواهید کرد، اگر نام بانکداران خود را اشتباه تایپ کنید، تقصیر خودتان است.

But bankers say lending – in roubles or dollars – will not recommence in full until the rouble is more stable.

اما بانکداران می‌گویند وام دادن - به روبل یا دلار - تا زمانی که روبل پایدارتر شود، به طور کامل از سر نخواهد گرفت.

Henri Dunant, a Swiss banker, was travelling in northern Italy in the year 1859 when he witnessed the horrors of the Battle of Solferino.

هنری دونان، یک بانکدار سوئیسی، در سال 1859 در حال سفر به شمال ایتالیا بود که شاهد وحشت‌های نبرد سولفرینو شد.

نمونه‌های واقعی

I was meeting clients. I'm an investment banker.

من در حال ملاقات با مشتریان بودم. من یک بانکدار سرمایه گذاری هستم.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

No, he is a investment banker with tickets to the opera.

نه، او یک بانکدار سرمایه گذاری با بلیط اپرا است.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

I used to be a banker, but then I lost interest.

من قبلاً بانکدار بودم، اما بعد دیگر علاقه ای نداشتم.

منبع: The secret to keeping conversations from falling flat.

So Sergei Leontiev was a Russian banker.

بنابراین سرگئی لئونتیف یک بانکدار روسی بود.

منبع: Financial Times

It earned him recognition as the top central banker in the world.

این باعث شد او به عنوان برترترین بانکدار مرکزی جهان شناخته شود.

منبع: Newsweek

493. Thanks to the bankrupt banker, my ankle avoided an injury.

493. به لطف بانکدار ورشکسته، مچ پام از آسیب‌دیدگی در امان ماند.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Several of the country's leading bankers met to discuss ways to stop the disaster.

چند نفر از برجسته‌ترین بانکداران کشور برای بحث در مورد راه‌های توقف فاجعه گرد هم آمدند.

منبع: VOA Special March 2020 Collection

Still, at least today's central bankers now recognise the importance of inflation targets.

با این حال، حداقل بانکداران مرکزی امروزی اکنون اهمیت اهداف تورم را تشخیص می‌دهند.

منبع: The Economist - Arts

Being a central banker in a monetary union is hard.

بانکدار مرکزی بودن در یک اتحادیه پولی دشوار است.

منبع: The Economist (Summary)

Wait, Stan. There were ninja bankers? That's amazing!

صبر کن، استن. آیا بانکدارای نینجا وجود داشتند؟

منبع: Economic Crash Course

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید