barbaric

[ایالات متحده]/bɑː'bærɪk/
[بریتانیا]/bɑr'bærɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرمتمدن; بی‌رحم; ابتدایی; وحشی

جملات نمونه

bestial and barbaric acts.

اقدام وحشیانه و غیرانسانی

the barbaric splendour he found in civilizations since destroyed.

جلال و شکوه وحشیانه‌ای که در تمدن‌های نابودشده یافت.

The explorer was killed by barbaric people.

کاوشگر توسط مردم وحشی کشته شد.

This barbaric practice should be banned immediately.

این رسم وحشیانه باید فوراً ممنوع شود.

Barbaric customs still prevail in the mountainous area.

رسوم وحشیانه هنوز در منطقه کوهستانی رایج است.

he had carried out barbaric acts in the name of war.

او این اعمال وحشیانه را به نام جنگ انجام داده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید