bathe

[ایالات متحده]/beɪð/
[بریتانیا]/beɪð/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. شستن یا پاک کردن با غوطه ور شدن در آب
vi. حمام کردن یا دوش گرفتن
n. شنا کردن یا حمام کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلbathed
شکل سوم شخص مفردbathes
زمان گذشتهbathed
صفت یا فعل حال استمراریbathing
جمعbathes

عبارات و ترکیب‌ها

bathing suit

شورت ساحلی

جملات نمونه

they bathed the baby.

آنها نوزاد را حمام کردند.

a bathe in the cold North Sea.

حمام کردن در دریای قطب شمال سرد.

I went for a bathe this morning.

من امروز برای حمام رفتم.

I like to bathe in the sea.

من دوست دارم در دریا حمام کنم.

the park lay bathed in sunshine.

پارک غرق در آفتاب بود.

bathed the wound with iodine.

زخم را با یدود ضدعفونی کردند.

a room that was bathed in sunlight.

اتاقی که غرق در نور خورشید بود.

The river is dangerous to bathe in.

حمام کردن در رودخانه خطرناک است.

Cats must be bathed regularly.

گربه ها باید به طور منظم حمام شوند.

she bathed and bandaged knee.

او زانو را حمام کرد و بانداژ کرد.

he bathed the wound with infinite care.

او با دقت بسیار زیاد زخم را حمام کرد.

The Mediterranean Sea bathes the shore of Italy.

دریای مدیترانهه ساحل ایتالیا را می پوشاند.

The doctor advised me to bathe in the sun rays.

پزشک به من توصیه کرد در پرتوهای خورشید حمام کنم.

She bathed her toddlers in tubs.

او نوزادانش را در وان حمام کرد.

Don't bathe too soon after eating.

خیلی زود بعد از غذا حمام نکنید.

Has the patient been bathed?

آیا بیمار حمام شده است؟

The nurse bathed the wound with disinfectant water.

پرستار زخم را با آب ضدعفونی کننده حمام کرد.

The doctor advised him to bathe in the sun's rays.

پزشک به او توصیه کرد در پرتوهای خورشید حمام کند.

He bathed himself in hot water.

او خود را در آب گرم حمام کرد.

The shores were bathed in sunshine.

ساحل ها غرق در آفتاب بودند.

نمونه‌های واقعی

Don't you feel fresh since you bathed?

آیا از آنجایی که حمام کرده اید احساس تازگی نمی کنید؟

منبع: American Family Universal Parent-Child English

" His lordship is being bathed and dressed" .

" پروردگی او در حال حمام و لباس پوشاندن است."

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

They bathe an astonishing three times a month!

آنها شگفت انگیزه ماهانه سه بار حمام می کنند!

منبع: We Bare Bears

The old country, bathed in a bright moon, Is an overwhelming sight!

کشور قدیمی، غرق در یک ماه کامل، یک منظره طاقت فرسا است!

منبع: Selected Literary Poems

The baby plashed water on her mother as her mother bathed her.

در حالی که مادرش او را حمام می کرد، نوزاد آب روی مادرش پاشید.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Then I kissed him and felt that his face was bathed in tears.

سپس او را بوسیدم و احساس کردم که صورتش غرق در اشک است.

منبع: Education of Love

The passengers were often bathed in spray, but they submitted to it philosophically.

سرنشینان اغلب در غبار غوطه ور می شدند، اما به طور فلسفی آن را پذیرفتند.

منبع: Around the World in Eighty Days

A second Roman expedition led by praetor Varinius, was ambushed while the officer bathed.

یک دومین экспедиция رومی به رهبری پرفکتور وارینیوس، در حالی که افسر حمام می کرد، مورد کمین قرار گرفت.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Larson must ration water to cook wash clothes and bathe her children.

لارسون باید آب را برای پخت و پز، شستن لباس ها و حمام کردن بچه هایش تقسیم کند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Why not? I should also bathe for the party.

چرا نه؟ من هم باید برای مهمانی حمام کنم.

منبع: Aesop's Fables for Children

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید