bathes

[ایالات متحده]/beɪðz/
[بریتانیا]/beɪðz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

به کسی حمام می‌دهد، شنا می‌کند؛ چیزی را با آب می‌شوید؛ چیزی را با آب تمیز می‌کند، به‌ویژه قسمتی از بدن

عبارات و ترکیب‌ها

he bathes regularly.

او به طور منظم حمام می‌کند.

جملات نمونه

she bathes in the morning sun.

او در آفتاب صبح غوطه ور می‌شود.

the child bathes in the warm water.

کودک در آب گرم شنا می‌کند.

he bathes his dog every week.

او هر هفته سگ خود را حمام می‌کند.

they often bathes together at the beach.

آنها اغلب با هم در ساحل حمام می‌کنند.

the artist bathes her canvas in vibrant colors.

هنرمند بوم نقاشی خود را در رنگ‌های زنده غوطه‌ور می‌کند.

she bathes in the glow of the evening lights.

او در حالتی که نورهای شب می‌تابند، غوطه ور می‌شود.

he bathes in the river during summer.

او در تابستان در رودخانه شنا می‌کند.

the garden bathes in the rain.

باغ در باران غوطه‌ور می‌شود.

she bathes in the tranquility of nature.

او در آرامش طبیعت غوطه ور می‌شود.

the baby bathes with joy in the tub.

نوزاد با خوشحالی در وان حمام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید