wash

[ایالات متحده]/wɔʃ/
[بریتانیا]/wɑʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تمیز کردن چیزی با آب یا مایع دیگر؛ لباس‌ها یا ملحفه‌هایی که تمیز شده‌اند؛ رسوباتی که توسط آب حمل می‌شوند
vt. چیزی را با آب یا مایع دیگر تمیز کردن؛ چیزی را با عمل حرکت آب برداشتن؛ چیزی را با مالش تمیز کردن
vi. حمام کردن؛ توسط آب متحرک فرسوده شدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریwashing
قسمت سوم فعلwashed
زمان گذشتهwashed
شکل سوم شخص مفردwashes
جمعwashes

عبارات و ترکیب‌ها

wash clothes

شستن لباس‌ها

wash hands

شستن دست‌ها

wash dishes

شستن ظرف‌ها

wash car

شستن ماشین

جملات نمونه

the wash of the waves

شستشوی امواج

Unshell and wash shrimps.

پوست و روده ها را جدا کرده و میگوها را بشویید.

The wash is on the back porch.

شستشو در ایوان پشتی است.

wash down the walls.

دیوارها را بشویید.

to wash before dinner

قبل از شام حمام کنید.

Wash the dirt off.

خاک را بشویید.

an automatic washing machine.

ماشین لباسشویی خودکار

charm won't wash with this crew.

جذابیت با این گروه جواب نمی‌دهد.

the wash of a smart motor boat.

حرکت یک قایق موتوری شیک.

wash grease out of overalls.

چربی را از لباس کار بشویید.

a broken washing machine.

یک ماشین لباسشویی خراب

a coin washing machine.

ماشین لباسشویی سکه ای.

Please wash the bottle clean.

لطفاً بطری را خوب بشویید.

wash one's hands; wash windows.

دست ها را بشویید؛ پنجره ها را بشویید.

a washer of clothes; a washer of windows.

یک لباسشویی؛ یک شسته دهنده پنجره.

failed to wash the dishes.

نداشتند بشقاب‌ها را بشویند.

نمونه‌های واقعی

But when I rinsed the material, the colour was just washed away.

اما وقتی مواد را آبکشی کردم، رنگ به سادگی از بین رفت.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 13

Wash off the shame, Stan, wash off the shame.

شرم را بشویید، استن، شرم را بشویید.

منبع: Gravity Falls Season 1

A new garment should be washed carefully.

یک لباس جدید باید با دقت شسته شود.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

I use a cleanser to wash my face and dry it with a towel.

من از یک پاک کننده برای شستن صورتم و خشک کردن آن با حوله استفاده می کنم.

منبع: Lucy’s Day in ESL

New shores were formed and totally different creatures would have washed up onto the shores.

ک Shores جدید شکل گرفتند و موجودات کاملاً متفاوتی روی ساحل سر می رسیدند.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8

Wash the poison from off my skin.

سم را از روی پوستم پاک کنید.

منبع: Popular singles by Linkin Park

He gets help from the Wash House gang.

او از گروه Wash House کمک می گیرد.

منبع: Selected Film and Television News

Great! I want to get washed up.

عالی! می خواهم سر و کله ام را بشویم.

منبع: American Tourist English Conversations

Every second day , I wash my hair.

هر دو روز یکبار، موهایم را میشورم.

منبع: EnglishPod 181-270

The guilt no cloth can ever wash.

گناهی که هیچ پارچه ای نمی تواند آن را بشوید.

منبع: The Early Sessions

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید