cleanses

[ایالات متحده]/ˈklɛn.zɪz/
[بریتانیا]/ˈklɛn.zɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تمیز یا خالص کردن

عبارات و ترکیب‌ها

body cleanses

پاکسازی بدن

skin cleanses

پاکسازی پوست

blood cleanses

پاکسازی خون

detox cleanses

پاکسازی سموم

colon cleanses

پاکسازی روده بزرگ

liver cleanses

پاکسازی کبد

energy cleanses

پاکسازی انرژی

spirit cleanses

پاکسازی روح

mind cleanses

پاکسازی ذهن

environment cleanses

پاکسازی محیط زیست

جملات نمونه

the herbal tea cleanses the body of toxins.

چای گیاهی بدن را از سموم پاکسازی می‌کند.

she believes that meditation cleanses the mind.

او معتقد است که مدیتیشن ذهن را پاکسازی می‌کند.

regular exercise cleanses the spirit and boosts mood.

ورزش منظم روح را پاکسازی کرده و باعث افزایش خلق و خو می‌شود.

the facial mask cleanses and rejuvenates the skin.

ماسک صورت پوست را پاکسازی و جوان‌سازی می‌کند.

drinking water cleanses the digestive system.

نوشیدن آب سیستم گوارش را پاکسازی می‌کند.

a good laugh cleanses the soul.

یک خنده خوب روح را پاکسازی می‌کند.

nature cleanses the mind and refreshes the spirit.

طبیعت ذهن را پاکسازی و روح را تازه می‌کند.

yoga cleanses both the body and the mind.

یوگا هم بدن و هم ذهن را پاکسازی می‌کند.

she uses a special cleanser that thoroughly cleanses her skin.

او از یک پاک‌کننده خاص استفاده می‌کند که پوست او را به طور کامل پاکسازی می‌کند.

a detox diet cleanses the system and promotes health.

یک رژیم غذایی سم‌زدایی سیستم را پاکسازی کرده و به حفظ سلامتی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید