submerges quickly
به سرعت غرق میشود
submerges completely
به طور کامل غرق میشود
submerges fully
به طور کامل غرق میشود
submerges underwater
تحت آب غرق میشود
submerges deep
به عمق غرق میشود
submerges rapidly
به سرعت غرق میشود
submerges instantly
بلافاصله غرق میشود
submerges slowly
به آرامی غرق میشود
submerges partially
به طور جزئی غرق میشود
submerges entirely
به طور کامل غرق میشود
the diver submerges into the deep blue sea.
غواص در دریای عمیق آبی غوطه ور میشود.
the city submerges under the rising floodwaters.
شهر در زیر آبهای سیلاب در حال غرق شدن است.
she submerges herself in her work to escape reality.
او برای فرار از واقعیت، خود را در کار غرق میکند.
the submarine submerges to avoid detection.
برای جلوگیری از شناسایی، زیر دریایی غوطهور میشود.
during the storm, the boat submerges quickly.
در طول طوفان، قایق به سرعت غرق میشود.
the artist submerges his brush in paint.
هنرمند قلممویش را در رنگ فرو میبرد.
the landscape submerges in mist at dawn.
در سپیده دم، منظره در مه غرق میشود.
the ancient ruins submerges beneath the sand.
آثار باستانی در زیر شنها غرق میشوند.
he submerges his fears and faces the challenge.
او ترسهایش را سرکوب میکند و با چالش روبرو میشود.
the culture submerges in the modern world.
فرهنگ در دنیای مدرن غرق میشود.
submerges quickly
به سرعت غرق میشود
submerges completely
به طور کامل غرق میشود
submerges fully
به طور کامل غرق میشود
submerges underwater
تحت آب غرق میشود
submerges deep
به عمق غرق میشود
submerges rapidly
به سرعت غرق میشود
submerges instantly
بلافاصله غرق میشود
submerges slowly
به آرامی غرق میشود
submerges partially
به طور جزئی غرق میشود
submerges entirely
به طور کامل غرق میشود
the diver submerges into the deep blue sea.
غواص در دریای عمیق آبی غوطه ور میشود.
the city submerges under the rising floodwaters.
شهر در زیر آبهای سیلاب در حال غرق شدن است.
she submerges herself in her work to escape reality.
او برای فرار از واقعیت، خود را در کار غرق میکند.
the submarine submerges to avoid detection.
برای جلوگیری از شناسایی، زیر دریایی غوطهور میشود.
during the storm, the boat submerges quickly.
در طول طوفان، قایق به سرعت غرق میشود.
the artist submerges his brush in paint.
هنرمند قلممویش را در رنگ فرو میبرد.
the landscape submerges in mist at dawn.
در سپیده دم، منظره در مه غرق میشود.
the ancient ruins submerges beneath the sand.
آثار باستانی در زیر شنها غرق میشوند.
he submerges his fears and faces the challenge.
او ترسهایش را سرکوب میکند و با چالش روبرو میشود.
the culture submerges in the modern world.
فرهنگ در دنیای مدرن غرق میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید