battle-axe

[ایالات متحده]/[ˈbætəlˌæks]/
[بریتانیا]/[ˈbætəlˌæks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تبر بزرگ و سنگین که به عنوان سلاح، به ویژه در قرون وسطی استفاده می‌شد؛ یک شخص که بسیار تهاجمی یا رقابتی است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

battle-axe woman

زن تبر جنگی

wielding a battle-axe

در حال حمل تبر جنگی

battle-axe stance

حالت تبر جنگی

like a battle-axe

مثل یک تبر جنگی

battle-axe's grip

گرفتن تبر جنگی

battle-axe swung

تبر جنگی به حرکت درآمد

battle-axe fighter

جنگجوی تبر جنگی

battle-axe legend

افسانه تبر جنگی

battle-axe style

سبک تبر جنگی

battle-axe design

طراحی تبر جنگی

جملات نمونه

the old woman was a fierce battle-axe, ruling her household with an iron fist.

زن پیر یک جنگجوی سرسخت بود که خانواده‌اش را با دست آهنین اداره می‌کرد.

he described his mother-in-law as a formidable battle-axe, always criticizing his choices.

او مادر زن خود را به عنوان یک جنگجوی سرسخت توصیف کرد که همیشه انتخاب‌های او را مورد انتقاد قرار می‌داد.

despite her small stature, she was a battle-axe when it came to defending her children.

با وجود قد کوتاهش، وقتی صحبت از دفاع از فرزندانش می‌شد، او یک جنگجو بود.

the ceo was known as a ruthless battle-axe in the corporate world, feared by many.

مدیرعامل به عنوان یک جنگجوی بی‌رحم در دنیای شرکت‌ها شناخته می‌شد، که بسیاری از او می‌ترسیدند.

she faced the battle-axe of bureaucracy with unwavering determination and a sharp wit.

او با اراده و ذکاوت قوی با جنگجویی بوروکراسی روبرو شد.

the courtroom drama featured a battle-axe lawyer known for her aggressive cross-examinations.

نمایشنامه دادگاه دارای یک وکیل جنگجو بود که به دلیل بازجوی‌های تهاجمی خود شناخته شده بود.

he tried to reason with the battle-axe, but her mind was made up.

او سعی کرد با جنگجو استدلال کند، اما تصمیم او گرفته شده بود.

the politician was a battle-axe, fighting for her constituents with relentless energy.

سیاستمدار یک جنگجو بود، که با انرژی بی‌وقفه برای رای‌دهندگان خود می‌جنگید.

she inherited her grandmother's battle-axe spirit and pursued her dreams relentlessly.

او ارثیه جنگجویی مادربزرگ خود را به ارث برد و به طور بی‌وقفه به دنبال رویاهایش رفت.

the team needed a battle-axe to take charge and steer them to victory.

تیم به یک جنگجو برای کنترل و هدایت آنها به سمت پیروزی نیاز داشت.

he underestimated the battle-axe's resolve and quickly regretted his mistake.

او قدرت جنگجو را دست کم گرفت و به سرعت پشیمان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید