bawl

[ایالات متحده]/bɔːl/
[بریتانیا]/bɔːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. با صدای بلند فریاد زدن; با صدای بلند ندا دادن
vt. با صدای بلند فریاد زدن; با فریاد فروختن
n. فریاد یا فریاد بلند
Word Forms
شکل سوم شخص مفردbawls
قسمت سوم فعلbawled
صفت یا فعل حال استمراریbawling
زمان گذشتهbawled
جمعbawls

عبارات و ترکیب‌ها

bawl out

بیرون رفتن

جملات نمونه

He bawled at me.

او به من داد زد.

The children bawled out the songs.

کودکان آهنگ‌ها را با صدای بلند خواندند.

She bawled to me across the street.

او از آن طرف خیابان با من داد زد.

A good bawl made her feel better.

داد زدن خوب باعث شد او احساس بهتری کند.

She doesn’t give you an order. She bawls it out.

او به شما دستور نمی‌دهد. او آن را با صدای بلند فریاد می‌زند.

tales of how she bawled out employees.

داستان‌هایی از اینکه چگونه او با کارمندان فریاد زد.

A good bawl usually makes her feel better.

معمولاً داد زدن خوب باعث می‌شود او احساس بهتری کند.

Her rude husband bawled for his dinner.

همسر بی‌ادبش برای شام فریاد زد.

The captain bawled out an order to his soldiers.

سرباز به سربازان دستور داد.

The peddler bawled his wares in the street.

فروشنده کالاهای خود را در خیابان فریاد زد.

My boss bawled me out for being late.

مدیر من به دلیل دیر رسیدن با من فریاد زد.

We heard the dulcet tones of the sergeant, bawling at us to get on parade.

ما آهنگ‌های دلنشین سرجوخه را شنیدیم که به ما دستور می‌داد در صف قرار بگیریم.

A Deep chesty bawl echoes from rimrock to rimrock, rolls down the mountain, and fades into the far blackness of the night.

صدای عمیق و سینه ای از لبه صخره تا لبه صخره طنین انداز است، از کوه به پایین می چرخد و در تاریکی دور شب محو می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید