yell the team to victory
تیم را به سمت پیروزی تشویق کنید
They yelled the oath.
آنها سوگند را فریاد زدند.
yelled at the dog to get.
به سگ گفتند که برود.
troops yelling as they attacked.
نیروها در حالی که حمله می کردند فریاد می زدند.
He yelled with fright.
او از ترس فریاد زد.
He let out a wahoo.Also called Regional rebel yell
او یک واهو سر داد. همچنین به عنوان فریاد شورشی منطقه ای شناخته می شود
We yelled together for our team.
ما برای تیم خود با هم فریاد زدیم.
He yelled at her to be careful.
او به او گفت که مراقب باشد.
They made a commotion by yelling at each other in the theatre.
آنها با فریاد زدن به یکدیگر در تئاتر جنجال به پا کردند.
He let off steam by yelling at a clerk.
او با فریاد زدن به یک کارمند، بخار را رها کرد.
He yelled his defiance.
او نافرمانی خود را فریاد زد.
She yelled out for help, but no one came.
او برای کمک فریاد زد، اما کسی نیامد.
He yelled good-by to his friends.
او خداحافظی را به دوستانش فریاد زد.
he yelled to his bugler to sound the charge.
او به سوتزن خود دستور داد که حمله را اعلام کند.
at first I took it personally when he yelled at me.
در ابتدا، وقتی او با من داد میزد، آن را به خود گرفتم.
he yelled so loudly that my eardrums rang.
او آنقدر بلند فریاد زد که گوشهایم زنگ زد.
yelling is an ace way of getting stress out of your system.
فریاد زدن راهی عالی برای رهایی از استرس است.
you heard me losing my temper and yelling at her.
شما شنیدید که من از کوره در میآیم و به او فریاد میزنم.
yell the team to victory
تیم را به سمت پیروزی تشویق کنید
They yelled the oath.
آنها سوگند را فریاد زدند.
yelled at the dog to get.
به سگ گفتند که برود.
troops yelling as they attacked.
نیروها در حالی که حمله می کردند فریاد می زدند.
He yelled with fright.
او از ترس فریاد زد.
He let out a wahoo.Also called Regional rebel yell
او یک واهو سر داد. همچنین به عنوان فریاد شورشی منطقه ای شناخته می شود
We yelled together for our team.
ما برای تیم خود با هم فریاد زدیم.
He yelled at her to be careful.
او به او گفت که مراقب باشد.
They made a commotion by yelling at each other in the theatre.
آنها با فریاد زدن به یکدیگر در تئاتر جنجال به پا کردند.
He let off steam by yelling at a clerk.
او با فریاد زدن به یک کارمند، بخار را رها کرد.
He yelled his defiance.
او نافرمانی خود را فریاد زد.
She yelled out for help, but no one came.
او برای کمک فریاد زد، اما کسی نیامد.
He yelled good-by to his friends.
او خداحافظی را به دوستانش فریاد زد.
he yelled to his bugler to sound the charge.
او به سوتزن خود دستور داد که حمله را اعلام کند.
at first I took it personally when he yelled at me.
در ابتدا، وقتی او با من داد میزد، آن را به خود گرفتم.
he yelled so loudly that my eardrums rang.
او آنقدر بلند فریاد زد که گوشهایم زنگ زد.
yelling is an ace way of getting stress out of your system.
فریاد زدن راهی عالی برای رهایی از استرس است.
you heard me losing my temper and yelling at her.
شما شنیدید که من از کوره در میآیم و به او فریاد میزنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید