shriek

[ایالات متحده]/ʃriːk/
[بریتانیا]/ʃriːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. صدای بلند، تیز و نافذی را ساطع کردن
n. صدای بلند، تیز و نافذی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریshrieking
زمان گذشتهshrieked
جمعshrieks
شکل سوم شخص مفردshrieks
قسمت سوم فعلshrieked

عبارات و ترکیب‌ها

a loud shriek

جیغ بلند

shriek in terror

جیغ از ترس

a high-pitched shriek

جیغ با صدای بالا

جملات نمونه

shrieks of fiendish laughter.

خنده‌های شیطانی

They were all shrieking with laughter.

آنها با خنده جیغ می زدند.

the audience shrieked with laughter.

تماشاگران با خنده جیغ زدند.

Suddenly he began to shriek loudly.

ناگهان او شروع به جیغ کشیدن با صدای بلند کرد.

She shrieked in fear.

او از ترس جیغ زد.

A sudden terrible shriek froze the passenger to the spot.

یک جیغ وحشتناک ناگهانی باعث شد مسافر در جا خشک شود.

The boxers were goaded on by the shrieking crowd.

بوکسورها توسط جمعیت جیغ زننده تشویق شدند.

the wheels shrieked as the car sped away.

چرخ ها هنگام فرار ماشین جیغ می کشیدند.

the answer shrieked at her all too clearly.

پاسخ به وضوح برای او جیغ زد.

they shrieked and gibbered as flames surrounded them.

آنها جیغ می‌زدند و با حالتی نامفهوم صحبت می‌کردند زیرا شعله‌ها آن‌ها را احاطه کرده بودند.

the patterned carpets shrieked at Blanche from the shabby store.

فرش‌های الگو دار از مغازه شلوغ به بلانچ فریاد زدند.

the engine coughed, wheezed, and shrieked into life.

موتور سرفه کرد، خس خس کرد و به زندگی جیغ زد.

This novel was writen in his later lifePip, a boy of the marshes, is being "raised by hand" by his shrieking harridan of an older sister and her seemingly doltish husband, the blacksmith Joe Gargery.

این رمان در اواخر زندگی او نوشته شد. پیپ، پسری از مرداب، توسط خواهر بزرگتر و شوهر به ظاهر احمقش، آهنگر جو گارگری، «به صورت دستی» بزرگ می‌شود.

But without gangliosides the txansparency of supernatant of injuried control erythrocytes is only 13.4% of the nounal value.The injuried erythrocytes shriek with spines on their surface.

اما بدون گلی کوسیدها، شفافیت برگردان بالای گلبول‌های قرمز آسیب‌دیده کنترل شده تنها 13.4 درصد مقدار نرمال است. گلبول‌های قرمز آسیب‌دیده با خار بر روی سطح خود فریاد می‌زنند.

Craniology, phrenology and eugenics, once-respectable fields of endeavour that are now regarded with a shudder, may shriek from time to time, but few sane people pay attention to them.

علم مغز‌شناسی، فیزنولوژی و ژنتیک، زمینه‌هایی که زمانی مورد احترام بودند و اکنون با لرزش به آنها نگاه می‌شود، ممکن است گاهی اوقات فریاد بزنند، اما افراد عاقل به آنها توجهی نمی‌کنند.

By now, the din from the corporate celebrants had reached sufficient decibels to muffle our shrieks at a butternut squash and parmesan velouté with the viscous tang of curdled milk.

تا آن زمان، صدای جشن‌های شرکت‌کنندگان به حدی زیاد شده بود که فریادهای ما را در هنگام خوردن سوپ کرفس و پارمسان با طعم غلیظ و ترش شیر فاسد شده خفه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید