beatings

[ایالات متحده]/ˈbiːtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbiːtɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضرب و شتم جمع؛ مجازات شدید جسمی؛ آسیب یا نقص
adj. شکست، به ویژه یک شکست تحقیرآمیز؛ دشوار یا ناخوشایند برای انجام دادن

عبارات و ترکیب‌ها

inflict beatings

وارد کردن ضرب و شتم

receive beatings

دریافتن ضرب و شتم

escape the beatings

فرار از ضرب و شتم

end the beatings

پایان دادن به ضرب و شتم

brutal beatings

ضرب و شتم وحشیانه

sustain serious beatings

تحمل ضرب و شتم جدی

public beatings

ضرب و شتم علنی

unexplained beatings

ضرب و شتم غیرقابل توضیح

جملات نمونه

he received several beatings for his misbehavior.

او مورد ضرب و شتم‌های متعددی به دلیل رفتار نامناسبش قرار گرفت.

she spoke out against the beatings happening in her community.

او با صدای بلند علیه ضرب و شتم‌هایی که در جامعه او اتفاق می‌افتاد صحبت کرد.

the documentary highlighted the issue of police beatings.

مستند به مسئله ضرب و شتم پلیس اشاره کرد.

he vowed to stop the beatings once and for all.

او قول داد که ضرب و شتم‌ها را یک بار و برای همیشه متوقف کند.

the beatings left him with physical and emotional scars.

ضرب و شتم‌ها باعث شد که او زخم‌های جسمی و روحی بردارد.

they organized a protest against the beatings in schools.

آنها اعتراضات علیه ضرب و شتم در مدارس را سازماندهی کردند.

survivors of beatings often struggle to rebuild their lives.

بازماندگان ضرب و شتم اغلب برای بازسازی زندگی خود تلاش می‌کنند.

beatings are a form of violence that should not be tolerated.

ضرب و شتم یک نوع خشونت است که نباید مورد تحمل قرار گیرد.

he reported the beatings to the authorities.

او ضرب و شتم‌ها را به مقامات گزارش کرد.

there are many stories of beatings that go unreported.

داستان‌های زیادی از ضرب و شتم وجود دارد که گزارش نمی‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید