beau

[ایالات متحده]/bəʊ/
[بریتانیا]/bo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردی که عاشق زیبایی و تجمل است؛ خواستگار
adj. جذاب؛ خوشایند
Word Forms
جمعbeaus

عبارات و ترکیب‌ها

handsome beau

مرد جذاب

dashing beau

مرد جذاب و خوش تیپ

جملات نمونه

the beau ideal of an American army officer.

ایده آل زیبا از یک افسر ارتش آمریکایی

We beaued the ladies to the dance party.

ما خانم‌ها را به مهمانی رقص بردیم.

Quel beau coucher de soleil !

چه غروب خورشید زیبایی!

Her blushful beau was red-faced with anger.

معشوق سرخوشش از خشم سرخ روی داشت.

For the chlamydia and gonorrhoea tests, your beau needs to collect a urine sample and the HIV test requires a saliva sample.

برای آزمایش‌های کlamydia و گونوره، معشوق شما باید یک نمونه ادرار جمع‌آوری کند و آزمایش HIV به یک نمونه بزاق نیاز دارد.

Conclusion For eyebrow anaplasty,different designs should be made according to different requirment,this operation can improve all unsatisfied brows and achive more beau...

نتیجه‌گیری برای آنوپلاستی ابرو، طرح‌های مختلف باید بر اساس نیازهای مختلف ایجاد شوند، این عمل می‌تواند تمام ابروهای ناراضی را بهبود بخشد و به زیبایی بیشتری دست یابد...

When Beau and I walked into her room,a small light was on next to her bed and the shades were pulled.She was sitting in her wheelchair,her back toward us,slouched over,facing the viewless window.

وقتی بو و من وارد اتاقش شدیم، یک چراغ کوچک کنار تختش روشن بود و پرده‌ها کشیده شده بودند. او روی ویلچرش نشسته بود، پشتش به ما بود، خمیده شده بود و به پنجره‌ای که نمی‌توانستید ببینید نگاه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید