beggings

[ایالات متحده]/ˈbɛɡɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbɛɡɪnz/

ترجمه

n. عمل گدایی یا حالت نیاز و درخواست پول یا کمک.
v. به طور مداوم یا مکرر گدایی کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

beggings of mercy

تمنای رحمت

beggings of poverty

تمنای فقر

جملات نمونه

she started her day with beggings for help.

او روز خود را با خواهش برای کمک آغاز کرد.

his beggings for forgiveness were heartfelt.

خواهش‌های او برای بخشش از صمیم قلب بود.

they were beggings for food after the storm.

آنها پس از طوفان برای غذا خواهش می‌کردند.

her beggings fell on deaf ears.

خواهش‌های او به گوش منتقد برخورد کرد.

he was on his knees, beggings for another chance.

او روی زانوهایش بود و برای یک فرصت دیگر خواهش می‌کرد.

the child's beggings were difficult to ignore.

خواهش‌های کودک را سخت می‌توان نادیده گرفت.

his beggings for mercy were heard by the judge.

خواهش‌های او برای رحمت توسط قاضی شنیده شد.

the community responded to her beggings for support.

جامعه به خواهش‌های او برای حمایت پاسخ داد.

in his beggings, he expressed deep regret.

در خواهش‌های خود، او عمیقاً ابراز ندامت کرد.

her beggings for attention were finally acknowledged.

خواهش‌های او برای جلب توجه سرانجام مورد توجه قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید