beginnings

[ایالات متحده]/bɪˈɡɪnɪŋz/
[بریتانیا]/biˈɡɪnɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجزای اولیه چیزی؛ شروع یا منشاء چیزی؛ منابع؛ ایده‌ها یا مفاهیم بنیادی؛ نشانه‌ها یا علائم اولیه چیزی که بعداً توسعه خواهد یافت

عبارات و ترکیب‌ها

new beginnings

شروع‌های جدید

explore the beginnings

کاوش در آغازها

جملات نمونه

every great story has its beginnings.

هر داستان بزرگ، نقطه شروعی دارد.

new beginnings often come with challenges.

شروع‌های جدید اغلب با چالش‌ها همراه هستند.

she embraced the beginnings of a new chapter in her life.

او شروع یک فصل جدید در زندگی خود را پذیرفت.

at the beginnings of the project, we faced many obstacles.

در ابتدای پروژه، با بسیاری از موانع روبرو شدیم.

beginnings can be both exciting and scary.

شروع‌ها می‌توانند هم هیجان‌انگیز و هم ترسناک باشند.

he often reflects on the beginnings of his career.

او اغلب به شروع دوران حرفه‌ای خود فکر می‌کند.

every ending is just a new beginning.

هر پایانی، فقط یک شروع جدید است.

she wrote about her beginnings in the city.

او درباره شروع‌های خود در شهر نوشت.

beginnings are crucial for setting the right tone.

شروع‌ها برای تعیین لحن مناسب بسیار مهم هستند.

he celebrated the beginnings of their friendship.

او شروع دوستی آنها را جشن گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید