initiation process
فرآیند آغاز
new initiations
آغازهای جدید
initiations ceremony
مراسم آغاز
initiations training
آموزش آغاز
initial initiations
آغازهای اولیه
initiating initiations
آغاز آغازها
past initiations
آغازهای گذشته
initiations program
برنامه آغاز
formal initiations
آغازهای رسمی
group initiations
آغازهای گروهی
the company announced new employee onboarding initiations.
شرکت اعلامیه هایی در مورد آغاز فرآیند استخدام کارمندان جدید منتشر کرد.
ritual initiations marked the transition to adulthood.
آداب و رسوم آغازگرایی، گذار به بزرگسالی را نشان می داد.
successful project initiations require careful planning.
آغاز پروژه های موفق نیازمند برنامه ریزی دقیق است.
the fraternity held secret initiations for new members.
انجمن، آغازگرایی های سری برای اعضای جدید برگزار کرد.
research initiations often lead to groundbreaking discoveries.
آغاز تحقیقات اغلب منجر به کشف های پیشگامانه می شود.
we need to streamline our sales initiations process.
ما باید فرآیند آغاز فروش خود را ساده کنیم.
the team celebrated the initiations of the new product.
تیم، آغاز محصول جدید را جشن گرفت.
early initiations can set the stage for future success.
آغازهای اولیه می توانند زمینه را برای موفقیت آینده فراهم کنند.
the program included various community service initiations.
این برنامه شامل انواع آغازگرایی های خدمات اجتماعی بود.
legislative initiations are crucial for policy changes.
آغازگرایی های قانونگذاری برای تغییرات سیاست ها بسیار مهم است.
the club's initiations involved a series of challenges.
آغازگرایی های باشگاه شامل مجموعه ای از چالش ها بود.
initiation process
فرآیند آغاز
new initiations
آغازهای جدید
initiations ceremony
مراسم آغاز
initiations training
آموزش آغاز
initial initiations
آغازهای اولیه
initiating initiations
آغاز آغازها
past initiations
آغازهای گذشته
initiations program
برنامه آغاز
formal initiations
آغازهای رسمی
group initiations
آغازهای گروهی
the company announced new employee onboarding initiations.
شرکت اعلامیه هایی در مورد آغاز فرآیند استخدام کارمندان جدید منتشر کرد.
ritual initiations marked the transition to adulthood.
آداب و رسوم آغازگرایی، گذار به بزرگسالی را نشان می داد.
successful project initiations require careful planning.
آغاز پروژه های موفق نیازمند برنامه ریزی دقیق است.
the fraternity held secret initiations for new members.
انجمن، آغازگرایی های سری برای اعضای جدید برگزار کرد.
research initiations often lead to groundbreaking discoveries.
آغاز تحقیقات اغلب منجر به کشف های پیشگامانه می شود.
we need to streamline our sales initiations process.
ما باید فرآیند آغاز فروش خود را ساده کنیم.
the team celebrated the initiations of the new product.
تیم، آغاز محصول جدید را جشن گرفت.
early initiations can set the stage for future success.
آغازهای اولیه می توانند زمینه را برای موفقیت آینده فراهم کنند.
the program included various community service initiations.
این برنامه شامل انواع آغازگرایی های خدمات اجتماعی بود.
legislative initiations are crucial for policy changes.
آغازگرایی های قانونگذاری برای تغییرات سیاست ها بسیار مهم است.
the club's initiations involved a series of challenges.
آغازگرایی های باشگاه شامل مجموعه ای از چالش ها بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید