endings

[ایالات متحده]/ˈɛndɪŋz/
[بریتانیا]/ˈɛndɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش‌های نهایی داستان‌ها، فیلم‌ها و غیره؛ عمل به پایان رساندن چیزی؛ خاتمه یا نتیجه‌گیری چیزی؛ آخرین بخش چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

happy endings

پایان‌های خوش

sad endings

پایان‌های غمگین

unexpected endings

پایان‌های غیرمنتظره

alternative endings

پایان‌های جایگزین

open endings

پایان‌های باز

definitive endings

پایان‌های قطعی

bittersweet endings

پایان‌های تلخ و شیرین

tragic endings

پایان‌های تراژیک

happy ever endings

پایان‌های خوش برای همیشه

final endings

پایان‌های نهایی

جملات نمونه

many stories have happy endings.

بسیاری از داستان‌ها پایان‌های خوشی دارند.

she prefers open endings in novels.

او ترجیح می‌دهد رمان‌ها پایان‌های باز داشته باشند.

life often has unexpected endings.

زندگی اغلب پایان‌های غیرمنتظره‌ای دارد.

different cultures have unique endings to their tales.

فرهنگ‌های مختلف پایان‌های منحصر به فردی برای داستان‌های خود دارند.

he enjoys writing alternative endings for movies.

او از نوشتن پایان‌های جایگزین برای فیلم‌ها لذت می‌برد.

some endings leave a lasting impression.

برخی از پایان‌ها تأثیر ماندگاری می‌گذارند.

she often discusses the endings of books in her blog.

او اغلب در وبلاگ خود درباره پایان کتاب‌ها صحبت می‌کند.

unexpected endings can surprise the audience.

پایان‌های غیرمنتظره می‌توانند مخاطب را شگفت‌زده کنند.

good endings can enhance the overall story.

پایان‌های خوب می‌توانند داستان کلی را بهبود بخشند.

he is fascinated by tragic endings in literature.

او به پایان‌های تراژیک در ادبیات علاقه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید