beguiling smile
لبخند فریبنده
beguile with charm
با جذابیت فریب دادن
beguile the senses
حواس را فریب دادن
beguiling appearance
ظاهر فریبنده
to beguile some of the time they went to the cinema.
گاهی اوقات برای فریب دادن برخی از اوقات به سینما رفتند.
beguile him (out)of his money
او را فریب دادند تا پولش را خرج کند.
Beguile sb. into doing sth.
فریب دادن کسی برای انجام کاری.
they were beguiled into signing a peace treaty.
آنها فریب خوردند و یک پیمان صلح امضا کردند.
He beguiled me into signing this contract.
او من را فریب داد تا این قرارداد را امضا کنم.
Our travel was beguiled with pleasant talk.
سفر ما با صحبت های دلپذیر فریب داده شد.
We beguiled the children with fairy tales.
ما کودکان را با داستان های جادویی فریب دادیم.
He beguiled us with songs.
او ما را با آوازهایش فریب داد.
Her ways beguiled him.
روش های او او را فریب داد.
a disease that has beguiled me of strength.
بیماری که من را از قدرت محروم کرده است.
They are playing cards to beguile the time.
آنها مشغول بازی ورق هستند تا وقتشان را بگذرانند.
Nothing can beguile the old man.
هیچ چیز نمی تواند پیرمرد را فریب دهد.
he beguiled the voters with his good looks.
او با ظاهر خوبش رای دهندگان را فریب داد.
delicacies that beguile even the most discerning gourmet;
لذت هایی که حتی یک سرآشپز با تجربه را نیز فریب می دهد.
Games are usually used to beguile small children.
معمولاً از بازیها برای فریب دادن کودکان خردسال استفاده میشود.
They beguiled unwary investors with tales of overnight fortunes. To
آنها سرمایه گذاران ناآگاه را با داستان هایی در مورد ثروت های شبانه فریب دادند. به
The teacher used to beguile her pupils with fairy tales.
معلم اغلب با داستان های جادویی شاگردانش را فریب می داد.
He was beguiled into giving them large sums of money.
او فریب خورد و مبالغ زیادی به آنها داد.
منبع: IELTS Vocabulary: Category RecognitionEver-better results during his tenure beguiled investors and sent the share price soaring.
نتایج بهتر و بهتر در دوران او سرمایه گذاران را فریب داد و باعث افزایش قیمت سهام شد.
منبع: The Economist (Summary)As a teenager she beguiled the director Mauritz Stiller, who helped make her famous.
در نوجوانی او کارگردان مائوریتز استیلر را فریب داد که به او کمک کرد تا مشهور شود.
منبع: The Economist (Summary)The beguiling fantasy vistas in a Ghibli film are never that far from our own.
مناظر فانتزی اغوا کننده در فیلم های استودیو جیبلی هرگز خیلی دور از واقعیت ما نیستند.
منبع: Reel Knowledge ScrollThis nefarious and paranoid way of thinking seems naturally beguiling to the human brain.
این روش فکر کردن شیطانی و پارانوید به طور طبیعی برای مغز انسان اغوا کننده به نظر می رسد.
منبع: Charming historySweet moans, sweeter smiles, all the dovelike moans beguiles.
ناله های شیرین، لبخندهای شیرین تر، همه ناله های شبیه به شیطان اغوا می کند.
منبع: The Song of Innocence and ExperienceStill are you beguiled with visions of salvation?
هنوز آیا شما با دیدن رستگاری اغوا شده اید؟
منبع: Monk (Part 2)In Kiki's Delivery Service, we're just as beguiled by the young witch's otherworldly powers as we are by the alchemy of baking.
در فیلم کیکی تحویل، ما به همان اندازه که از قدرت های فراطبیعی دختر جوان اغوا می شویم، از هنر شیرینی پزی نیز اغوا می شویم.
منبع: Reel Knowledge ScrollThen the boy and girl beguiled themselves with words of half-parting only.
سپس پسر و دختر خود را فقط با کلماتی که به طور نصفه و نیمه جدا می شدند، فریب دادند.
منبع: A pair of blue eyes (Part 1)'Fool'd and beguiled: by him thou, I by thee! '
'فریب خورده و اغوا شده: او به او، من به او!'
منبع: A pair of blue eyes (Part 2)beguiling smile
لبخند فریبنده
beguile with charm
با جذابیت فریب دادن
beguile the senses
حواس را فریب دادن
beguiling appearance
ظاهر فریبنده
to beguile some of the time they went to the cinema.
گاهی اوقات برای فریب دادن برخی از اوقات به سینما رفتند.
beguile him (out)of his money
او را فریب دادند تا پولش را خرج کند.
Beguile sb. into doing sth.
فریب دادن کسی برای انجام کاری.
they were beguiled into signing a peace treaty.
آنها فریب خوردند و یک پیمان صلح امضا کردند.
He beguiled me into signing this contract.
او من را فریب داد تا این قرارداد را امضا کنم.
Our travel was beguiled with pleasant talk.
سفر ما با صحبت های دلپذیر فریب داده شد.
We beguiled the children with fairy tales.
ما کودکان را با داستان های جادویی فریب دادیم.
He beguiled us with songs.
او ما را با آوازهایش فریب داد.
Her ways beguiled him.
روش های او او را فریب داد.
a disease that has beguiled me of strength.
بیماری که من را از قدرت محروم کرده است.
They are playing cards to beguile the time.
آنها مشغول بازی ورق هستند تا وقتشان را بگذرانند.
Nothing can beguile the old man.
هیچ چیز نمی تواند پیرمرد را فریب دهد.
he beguiled the voters with his good looks.
او با ظاهر خوبش رای دهندگان را فریب داد.
delicacies that beguile even the most discerning gourmet;
لذت هایی که حتی یک سرآشپز با تجربه را نیز فریب می دهد.
Games are usually used to beguile small children.
معمولاً از بازیها برای فریب دادن کودکان خردسال استفاده میشود.
They beguiled unwary investors with tales of overnight fortunes. To
آنها سرمایه گذاران ناآگاه را با داستان هایی در مورد ثروت های شبانه فریب دادند. به
The teacher used to beguile her pupils with fairy tales.
معلم اغلب با داستان های جادویی شاگردانش را فریب می داد.
He was beguiled into giving them large sums of money.
او فریب خورد و مبالغ زیادی به آنها داد.
منبع: IELTS Vocabulary: Category RecognitionEver-better results during his tenure beguiled investors and sent the share price soaring.
نتایج بهتر و بهتر در دوران او سرمایه گذاران را فریب داد و باعث افزایش قیمت سهام شد.
منبع: The Economist (Summary)As a teenager she beguiled the director Mauritz Stiller, who helped make her famous.
در نوجوانی او کارگردان مائوریتز استیلر را فریب داد که به او کمک کرد تا مشهور شود.
منبع: The Economist (Summary)The beguiling fantasy vistas in a Ghibli film are never that far from our own.
مناظر فانتزی اغوا کننده در فیلم های استودیو جیبلی هرگز خیلی دور از واقعیت ما نیستند.
منبع: Reel Knowledge ScrollThis nefarious and paranoid way of thinking seems naturally beguiling to the human brain.
این روش فکر کردن شیطانی و پارانوید به طور طبیعی برای مغز انسان اغوا کننده به نظر می رسد.
منبع: Charming historySweet moans, sweeter smiles, all the dovelike moans beguiles.
ناله های شیرین، لبخندهای شیرین تر، همه ناله های شبیه به شیطان اغوا می کند.
منبع: The Song of Innocence and ExperienceStill are you beguiled with visions of salvation?
هنوز آیا شما با دیدن رستگاری اغوا شده اید؟
منبع: Monk (Part 2)In Kiki's Delivery Service, we're just as beguiled by the young witch's otherworldly powers as we are by the alchemy of baking.
در فیلم کیکی تحویل، ما به همان اندازه که از قدرت های فراطبیعی دختر جوان اغوا می شویم، از هنر شیرینی پزی نیز اغوا می شویم.
منبع: Reel Knowledge ScrollThen the boy and girl beguiled themselves with words of half-parting only.
سپس پسر و دختر خود را فقط با کلماتی که به طور نصفه و نیمه جدا می شدند، فریب دادند.
منبع: A pair of blue eyes (Part 1)'Fool'd and beguiled: by him thou, I by thee! '
'فریب خورده و اغوا شده: او به او، من به او!'
منبع: A pair of blue eyes (Part 2)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید