belches

[ایالات متحده]/ˈbɛltʃɪz/
[بریتانیا]/ˈbɛlchiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل باد زدن؛ یک باد زدن
v. از معده گاز خارج شدن یا آزاد کردن، اغلب با صدای بلند

جملات نمونه

the dragon belches fire when it is angry.

وقتی عصبانی است، اژدها آتش می بلعد.

he belches loudly after finishing his meal.

او بعد از تمام کردن غذا با صدای بلند می بلعد.

the old car belches smoke from its exhaust.

خودروی قدیمی دود را از اگزوز خود می بلعد.

she belches in a humorous way to make her friends laugh.

او به روشی خنده دار می بلعد تا دوستانش را بخنداند.

the soda belches bubbles when opened.

وقتی باز می شود، نوشابه حباب ها را می بلعد.

he belches after drinking too much soda.

او بعد از نوشیدن نوشابه زیاد می بلعد.

the monster belches and shakes the ground.

هیولا می بلعد و زمین را می لرزاند.

after the feast, the king belches contentedly.

بعد از جشن، پادشاه با رضایت می بلعد.

the baby belches after being fed.

نوزاد بعد از تغذیه می بلعد.

the volcano belches ash into the sky.

آتشفشان خاکستر را به آسمان می بلعد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید