inhales

[ایالات متحده]/ɪnˈheɪlz/
[بریتانیا]/ɪnˈheɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. هوای تنفس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deeply inhales

به شدت نفس می‌کشد

inhales deeply

به عمق نفس می‌کشد

inhales air

نفس می‌کشد هوا

inhales smoke

نفس می‌کشد دود

inhales sharply

به طور ناگهانی نفس می‌کشد

inhales quickly

به سرعت نفس می‌کشد

inhales slowly

به آرامی نفس می‌کشد

inhales oxygen

نفس می‌کشد اکسیژن

inhales fragrance

نفس می‌کشد عطر

جملات نمونه

she inhales deeply before speaking.

او قبل از صحبت کردن عمیقاً نفس می‌کشد.

the dog inhales the scent of the food.

سگ بوی غذا را استشمام می‌کند.

he inhales the fresh air during his morning jog.

او در حالی که در حال دویدن صبحگاهی است، هوای تازه را استشمام می‌کند.

when she inhales, she feels more relaxed.

وقتی نفس می‌کشد، احساس آرامش بیشتری می‌کند.

the baby inhales the scent of her mother.

نوزاد بوی مادرش را استشمام می‌کند.

inhales of the ocean breeze made him feel alive.

نفس کشیدن نسیم دریا او را زنده احساس کرد.

she inhales the aroma of freshly brewed coffee.

او عطر قهوه تازه دم را استشمام می‌کند.

he inhales the fragrance of the flowers in the garden.

او عطر گل‌های باغ را استشمام می‌کند.

the athlete inhales before making the jump.

ورزشکار قبل از پریدن نفس می‌کشد.

as she inhales, she visualizes her goals.

همانطور که نفس می‌کشد، اهداف خود را تجسم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید