beleaguering

[ایالات متحده]/bɪˈliːɡərɪŋ/
[بریتانیا]/biˈliːɡərɪŋ/

ترجمه

v. محاصره کردن یا احاطه کردن با نیروهای دشمن؛ به طور مداوم آزار دادن یا نگران کردن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

beleaguering challenges

چالش‌های محاصره‌گر

beleaguering questions

سوالات محاصره‌گر

beleaguering doubts

شک‌های محاصره‌گر

beleaguering critics

منتقدان محاصره‌گر

beleaguering defenders

مدافعان محاصره‌گر

beleaguering problems

مشکلات محاصره‌گر

beleaguering opponents

حریفان محاصره‌گر

beleaguering pressure

فشار محاصره‌گر

a beleaguering situation

یک وضعیت محاصره‌گر

جملات نمونه

they were beleaguering the enemy stronghold.

آنها سنگر دشمن را در محاصره داشتند.

the city was beleaguering under the weight of the siege.

شهر زیر بار سنگین محاصره در محاصره بود.

she felt beleaguering pressure from her work deadlines.

او تحت فشار طاقت‌فرسا از مهلت‌های شغلی خود احساس فشار می‌کرد.

the team was beleaguering the project with constant revisions.

تیم پروژه را با بازبینی‌های مداوم در محاصره داشت.

the beleaguering questions made her uncomfortable.

سوالات طاقت‌فرسا او را ناراحت کرد.

the beleaguering forces were relentless in their attack.

نیروهای محاصره‌کننده در حمله خود بی‌رحمانه بودند.

he faced beleaguering challenges in his new role.

او با چالش‌های طاقت‌فرسا در نقش جدید خود روبرو شد.

the beleaguering storm caused widespread damage.

طوفان طاقت‌فرسا خسارت گسترده‌ای وارد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید