encouraging

[ایالات متحده]/ɪnˈkʌrɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈkɜːrɪdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حمایت کننده، مطمئن کننده یا امیدوار کننده؛ ترویج دهنده.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریencouraging

جملات نمونه

an encouraging advance in medical research.

یک پیشرفت دلگرم‌کننده در تحقیقات پزشکی.

It is encouraging to read that illiteracy is declining.

مطالعه درباره کاهش بی‌سواد بودن، دلگرم‌کننده است.

encouraging pupils to act out the stories.

تشویق دانش‌آموزان به ایفای نقش در داستان‌ها.

encouraging students to parrot back information.

تشویق دانش‌آموزان به تکرار کردن اطلاعات.

From time to time,she gave him an encouraging nod.

گاهی اوقات، او به او سر تکان داد و تشویق کرد.

It’s encouraging to receive a favourable report on one’s study.

دریافت گزارش مطلوب در مورد مطالعه یک فرد، دلگرم‌کننده است.

encouraging small savers to invest in UK companies

تشویق پس‌اندازکنندگان کوچک به سرمایه‌گذاری در شرکت‌های بریتانیایی.

encouraging signs suggested the recession was bottoming out .

نشانه‌های دلگرم‌کننده نشان دادند که رکود در حال کاهش است.

the results have been encouraging enough to merit further investigation.

نتایج به اندازه‌ای دلگرم‌کننده بودند که شایسته بررسی بیشتر بودند.

At present, the Turkish Government is encouraging the rabbit warrener to listen to the music.

در حال حاضر، دولت ترکیه شکارچی خرگوش را تشویق می‌کند تا به موسیقی گوش دهد.

Her face beautified at the encouraging news.

چهره‌اش با خبرهای دلگرم‌کننده زیبا شد.

Our party believes in encouraging cultural diversity, not diversion.

حزب ما معتقد است که باید از تنوع فرهنگی حمایت کرد، نه انحراف.

rain slithered down the windows, encouraging a creeping melancholia.

باران در امتداد پنجره‌ها می‌لغزید و باعث ایجاد افسردگی تدریجی می‌شد.

I'll tell you a story happened forty years ago—the story of Akala, which has been influencing and encouraging the whole generation.

به شما داستانی را می‌گویم که چهل سال پیش اتفاق افتاد—داستان آکالا، که بر کل نسل تأثیر گذاشته و آن‌ها را تشویق کرده است.

PKU in Pics makes this column for PKU Boatrace Team with the help of Shao Yibei and Li Xiaoyu, encouraging them to win every match in the future.

PKU در Pics این ستون را برای تیم قایقرانی PKU با کمک شائوی یبئی و لی شیائویوی می‌سازد و آن‌ها را تشویق می‌کند تا در آینده هر مسابقه‌ای را ببرند.

The thickened flap/speed brake tests had been encouraging, so balsa wood strips were reinstalled on both the flap/speed brake and the elevons.

آزمایش های flap/speed brake ضخیم تر امیدوار کننده بودند، بنابراین نوارهای چوب بالسا دوباره در flap/speed brake و elevon نصب شدند.

It expresses their rootedness and collective memory, and preserves their future by encouraging development and openness towards others – an element essential for the construction of peace.

این امر ریشه‌های آن‌ها، خاطرات جمعی آن‌ها را نشان می‌دهد و با تشویق به توسعه و باز بودن به دیگران، آینده آن‌ها را حفظ می‌کند - عنصری ضروری برای ایجاد صلح.

نمونه‌های واقعی

Investors were initially encouraged by the Fed's move.

سرمایه‌گذاران در ابتدا تحت تأثیر اقدام فدرال رزرو قرار گرفتند.

منبع: NPR News March 2020 Collection

I was consciously encouraging the man who over the years had encouraged me.

من به طور آگاهانه مردی را تشویق می‌کردم که سال‌ها پیش مرا تشویق کرده بود.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

Encourage what really needs to be encouraged. Support what needs to be encouraged.

آنچه واقعاً نیاز به تشویق دارد را تشویق کنید. از آنچه نیاز به تشویق دارد حمایت کنید.

منبع: NPR News March 2018 Collection

There exists thousands of handwritten notes encouraging or sympathizing or thanking his friends and acquaintances.

هزاران یادداشت دست‌نویس وجود دارد که دوستان و آشنایان او را تشویق یا ابراز همدردی یا تشکر می‌کنند.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

He said, " Everybody knows there are various speeches of the ex-president encouraging this."

او گفت: «همه می‌دانند سخنرانی‌های مختلف رئیس‌جمهور سابق وجود دارد که این موضوع را تشویق می‌کند.»

منبع: VOA Special January 2023 Collection

Whatever he saw there must have encouraged him.

هر چه آنجا دید باید او را تشویق کرده باشد.

منبع: Twilight: Eclipse

Paradoxically, punishing fake injury might just encourage teams to polish their acting skills.

به طرز متناقضی، مجازات آسیب‌دیدگی جعلی ممکن است فقط تیم‌ها را تشویق کند تا مهارت‌های بازیگری خود را تقویت کنند.

منبع: The Economist - International

I come from a place where typically youth are not encouraged to do better.

من از جایی می‌آیم که معمولاً جوانان تشویق نمی‌شوند بهتر عمل کنند.

منبع: TED-Ed Student Weekend Show

The United states has privately encouraging Ukraine to signal an openness to negotiate with Russia.

ایالات متحده به طور خصوصی اوکراین را تشویق کرده است تا آمادگی مذاکره با روسیه را نشان دهد.

منبع: VOA Daily Standard November 2022 Collection

But pilots are now being encouraged to report anything suspicious.

اما خلبانان اکنون تشویق می‌شوند هر چیزی را که مشکوک است گزارش کنند.

منبع: CNN 10 Student English May 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید