bellybuttons

[ایالات متحده]/ˈbel.iˌbʌt.ənz/
[بریتانیا]/ˈbɛl.iˌbʌt.ən.z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرورفتگی کوچک و گرد در شکم که بند ناف در دوران بارداری به آن متصل بود.

عبارات و ترکیب‌ها

bellybuttons are cute

ناف‌ها زیبا هستند

جملات نمونه

children often love to show off their bellybuttons.

کودکان اغلب دوست دارند ناف خود را به نمایش بگذارند.

she has a cute bellybutton ring.

او یک حلقه ناف زیبا دارد.

many people get their bellybuttons pierced for fashion.

بسیاری از مردم ناف خود را برای مد سوراخ می‌کنند.

he joked about having an innie or an outie bellybutton.

او درباره داشتن ناف فرورفته یا برآمده شوخی کرد.

some cultures have rituals involving bellybuttons.

برخی از فرهنگ‌ها آیین‌هایی با محوریت ناف دارند.

she loves to decorate her bellybutton with stickers.

او دوست دارد ناف خود را با برچسب‌ها تزئین کند.

he was proud of his unique bellybutton shape.

او به شکل منحصر به فرد نافش افتخار می‌کرد.

bellybuttons can be a topic of conversation at parties.

ناف می‌تواند موضوع بحث در مهمانی‌ها باشد.

she took a picture of her bellybutton in the mirror.

او از ناف خود در آینه عکس گرفت.

some people have a fear of bellybuttons.

برخی از افراد از ناف می‌ترسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید