umbilicus

[ایالات متحده]/ʌmˈbɪlɪkəs/
[بریتانیا]/ʌmˈbɪlɪkəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناف; مرکز; ناف; بند ناف در زمینه پزشکی
Word Forms
جمعumbilici

عبارات و ترکیب‌ها

umbilicus location

محل ناف

umbilicus inspection

بررسی ناف

umbilicus region

ناحیه‌ی ناف

umbilicus anatomy

آناتومی ناف

umbilicus scar

اسکار ناف

umbilicus care

مراقبت از ناف

umbilicus pain

درد ناف

umbilicus swelling

تورم ناف

umbilicus discharge

ترشح ناف

umbilicus infection

عفونت ناف

جملات نمونه

the umbilicus is an important landmark in anatomy.

ناف یک نقطه مرجع مهم در آناتومی است.

in newborns, the umbilicus is often the site of care.

در نوزادان، ناف اغلب محل مراقبت است.

the umbilicus connects the fetus to the placenta.

ناف جنین را به جفت متصل می کند.

in some cultures, the umbilicus is considered sacred.

در برخی فرهنگ‌ها، ناف مقدس تلقی می‌شود.

the umbilicus can be a site for infections if not cared for properly.

اگر به درستی از آن مراقبت نشود، ناف می تواند محل عفونت باشد.

doctors often examine the umbilicus during physical check-ups.

پزشکان اغلب در طول معاینات فیزیکی، ناف را معاینه می کنند.

some people have unique tattoos around their umbilicus.

برخی افراد طرح های خالکوبی منحصر به فردی در اطراف ناف خود دارند.

the umbilicus usually heals within a few weeks after birth.

ناف معمولاً طی چند هفته پس از تولد بهبود می یابد.

the umbilicus can sometimes be a source of discomfort.

ناف گاهی اوقات می تواند منبع ناراحتی باشد.

understanding the role of the umbilicus is essential for medical students.

درک نقش ناف برای دانشجویان پزشکی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید