belongingness

[ایالات متحده]/bɪˈlɒŋɪŋnəs/
[بریتانیا]/bəˈlɔːŋɪŋnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساسی از ارتباط یا وابستگی به چیزی یا کسی.; حالت یا واقعیت تعلق داشتن به چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

find your belongingness

پیدا کردن حس تعلق

community belongingness

حس تعلق به جامعه

جملات نمونه

belongingness is a fundamental human need.

احساس تعلق، یک نیاز اساسی انسانی است.

she felt a strong sense of belongingness in the community.

او احساس تعلق قوی به جامعه کرد.

belongingness can enhance mental well-being.

احساس تعلق می‌تواند به بهبود سلامت روان کمک کند.

he struggled with feelings of belongingness throughout his life.

او در طول زندگی خود با احساس تعلق دست و پنجه نرم کرد.

creating a sense of belongingness is important in teams.

ایجاد حس تعلق در تیم‌ها مهم است.

the school promotes belongingness among its students.

مدرسه احساس تعلق را در بین دانش آموزان خود ترویج می‌کند.

belongingness can lead to increased motivation.

احساس تعلق می‌تواند منجر به افزایش انگیزه شود.

she found belongingness in her group of friends.

او احساس تعلق را در گروه دوستانش پیدا کرد.

belongingness is essential for personal growth.

احساس تعلق برای رشد شخصی ضروری است.

he expressed his need for belongingness in the family.

او نیاز خود به تعلق در خانواده را بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید