exclusion

[ایالات متحده]/ɪkˈskluːʒn/
[بریتانیا]/ɪkˈskluːʒn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رد، طرد؛ انحصارگرایی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

social exclusion

حاشیه نشینی اجتماعی

exclusion criteria

معیارهای حذف

exclusion zone

منطقه حذف

mutual exclusion

حذف متقابل

exclusion chromatography

کروماتوگرافی حذف

exclusion principle

اصل حذف

pauli exclusion principle

اصل حذف پائولی

جملات نمونه

the problem of social exclusion

مشکل طرد اجتماعی

the exclusion of pupils from school.

طرد دانش‌آموزان از مدرسه.

cyclists protested at their exclusion from the zone.

دوچرخه‌سواران در اعتراض به حذف خود از منطقه دست به اعتراض کردند.

exclusions can be added to your policy.

می‌توان استثناها را به بیمه شما اضافه کرد.

don't revise a few topics to the exclusion of all others.

مطالعه مجدد چند موضوع را به طوری که سایر موضوعات را نادیده بگیرید، انجام ندهید.

the military arrested anyone who strayed into the exclusion zone.

نظامیان هر کسی را که وارد منطقه ممنوعه می‌شد دستگیر کردند.

Which the elation of liberty and the pain of exclusion were indistinguishably mingled.

که شادی آزادی و درد انزوا به طور غیرقابل تشخیصی با هم مخلوط شده بودند.

His exclusion from the club hurt him very much.

طرد او از باشگاه به او بسیار آسیب رساند.

disciplinary measures including exclusion from school

اقدامات انضباطی از جمله طرد از مدرسه

He plays golf to the exclusion of all other sports.

او گلف بازی می‌کند به طوری که تمام ورزش‌های دیگر را نادیده می‌گیرد.

Don’t revise a few topics to the exclusion of all others.

مطالعه مجدد چند موضوع را به طوری که سایر موضوعات را نادیده بگیرید، انجام ندهید.

the textbooks show an irritating parochialism, to wit an almost total exclusion of papers not in English.

کتاب‌های درسی، خودمحوری آزاردهنده‌ای را نشان می‌دهند، به این معنا که تقریباً هیچ مقاله‌ای به زبان انگلیسی وجود ندارد.

Mutual Exclusion–not required for sharable resources; must hold for nonsharable resources.

حذف متقابل - برای منابع قابل اشتراک ضروری نیست؛ باید برای منابع غیرقابل اشتراک اعمال شود.

"A leading member should never concentrate all his attention on one or two problems, to the exclusion of others."

"یک عضو برجسته نباید تمام توجه خود را بر روی یک یا دو مشکل متمرکز کند، به طوری که سایر مشکلات را نادیده بگیرد."

A 20-mile exclusion zone was set up around the power station to guard against further explosions.

یک منطقه ممنوعه به طول 32 کیلومتر در اطراف نیروگاه ایجاد شد تا از انفجارهای بیشتر جلوگیری شود.

If the Argentine authorities insist on the exclusion of foreign squid jiggers from their fishing grounds, the supply of Illex on the world market might be much lower in 2002 than in recent years.

اگر مقامات آرژانتین اصرار دارند که قلاب‌های ماهیگیری خارجی را از مناطق ماهیگیری خود حذف کنند، ممکن است عرضه Illex در بازار جهانی در سال 2002 بسیار کمتر از سال‌های اخیر باشد.

نمونه‌های واقعی

There are two conspicuous exclusions from the retrospective.

دو مورد حذف برجسته از بررسی گذشته وجود دارد.

منبع: The Economist - Arts

Sometimes, that was benevolent exclusion of the Vietnamese.

گاهی اوقات، آن حذف نیک‌خواهانه ویتنامی‌ها بود.

منبع: PBS Interview Social Series

Its primary role has been " black exclusion and debasement" .

نقش اصلی آن "حذف و تحقیر سیاهپوستان" بوده است.

منبع: The Economist (Summary)

Adolfo Pastran with Nicaragua's National Assembly condemned the exclusions.

آدولفو پاستران با مجمع ملی نیکاراگوئه، محکومیت حذف‌ها را اعلام کرد.

منبع: CRI Online June 2022 Collection

It's not poverty, not racism, not exclusion that are new.

فقر، نژادپرستی و حذف چیزهای جدید نیستند.

منبع: TED Talks (Video Edition) October 2015 Collection

Third, we must remain open and oppose exclusion.

سوم، ما باید باز بمانیم و با حذف مخالفت کنیم.

منبع: Wang Yi's speech at the United Nations General Assembly.

We looked at blogs written by travelers who have visited the exclusion zone.

ما به وبلاگ‌هایی که توسط مسافرانی نوشته شده‌اند که از منطقه ممنوعه بازدید کرده‌اند نگاه کردیم.

منبع: Popular Science Essays

Indignation and despair had claimed her to the exclusion of all other thoughts.

خشم و ناامیدی او را به گونه‌ای در بر گرفت که تمام افکار دیگر را از او دور کرد.

منبع: Gone with the Wind

" There is a danger of long-term exclusion, " Ryder noted.

" خطر حذف بلندمدت وجود دارد، " رایدر خاطرنشان کرد.

منبع: VOA Special English: World

Yes. I'd like to address the 30-kilometer exclusion zone.

بله. می‌خواهم به منطقه ممنوعه 30 کیلومتری بپردازم.

منبع: CHERNOBYL HBO

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید