beneficently

[ایالات متحده]/[ˈbenɪfɪəntli]/
[بریتانیا]/[ˈbɛnɪfɪəntli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که مفید باشد؛ لطفاً؛ با لطف و کرم؛ به گونه‌ای که نتایج خوبی ایجاد کند.

عبارات و ترکیب‌ها

beneficently assisted

کمک کردن به‌طور نیکوکارانه

beneficently providing

ارائه کردن به‌طور نیکوکارانه

beneficently acted

عمل کردن به‌طور نیکوکارانه

beneficently supporting

حمایت کردن به‌طور نیکوکارانه

beneficently intervened

Müdاحه کردن به‌طور نیکوکارانه

beneficently giving

دادن به‌طور نیکوکارانه

beneficently guiding

هدایت کردن به‌طور نیکوکارانه

beneficently influencing

تاثیر گذار شدن به‌طور نیکوکارانه

beneficently caring

مراقبت کردن به‌طور نیکوکارانه

beneficently working

کار کردن به‌طور نیکوکارانه

جملات نمونه

the foundation beneficently supported the local school's arts program.

بنیاد به‌طور خیرخواهانه به برنامه هنری مدرسه محلی پشتیبانی کرد.

she beneficently donated a large sum to the animal shelter.

او به‌طور خیرخواهانه مبلغ زیادی به پناهگاه حیوانات هدیه داد.

the government beneficently provided disaster relief to affected areas.

دولت به‌طور خیرخواهانه کمک‌های بحرانی را به مناطق متأثر ارائه کرد.

he beneficently offered his expertise to help the struggling startup.

او به‌طور خیرخواهانه تخصص خود را برای کمک به شرکت نوظهور ارائه کرد.

the wealthy benefactor beneficently funded the research project.

اسپاندوور خیرخواه به‌طور خیرخواهانه پروژه تحقیقاتی را مالکیت کرد.

the organization beneficently provided meals to the homeless population.

سازمان به‌طور خیرخواهانه غذایی را به جمعیت بی‌خانمان ارائه کرد.

the museum beneficently opened its doors for a free community event.

موزه به‌طور خیرخواهانه درب خود را برای یک رویداد رایگان جامعه باز کرد.

the company beneficently matched employee donations to charity.

شرکت به‌طور خیرخواهانه کمک‌های کارکنان را به خیریه تکرار کرد.

the artist beneficently gifted a painting to the local hospital.

هنرمند به‌طور خیرخواهانه یک نقاشی را به بیمارستان محلی هدیه داد.

the university beneficently established a scholarship for underprivileged students.

دانشگاه به‌طور خیرخواهانه یک بورس تحصیلی برای دانشجویان محروم ایجاد کرد.

the community beneficently rallied together to support the family in need.

جامعه به‌طور خیرخواهانه با هم جمع شدند تا خانواده در نیاز را حمایت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید