compassionately

[ایالات متحده]/kəmˈpæʃənətli/
[بریتانیا]/kəmˈpæʃənətli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که همدلی یا درک را نشان می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

act compassionately

عمل با شفقت

respond compassionately

با شفقت پاسخ دهید

speak compassionately

با شفقت صحبت کنید

treat compassionately

با شفقت رفتار کنید

listen compassionately

با شفقت گوش دهید

support compassionately

با شفقت حمایت کنید

care compassionately

با شفقت مراقبت کنید

help compassionately

با شفقت کمک کنید

love compassionately

با شفقت عشق بورزید

guide compassionately

با شفقت راهنمایی کنید

جملات نمونه

she listened compassionately to his troubles.

او با دلسوزی به مشکلات او گوش داد.

he spoke compassionately about the plight of the homeless.

او با دلسوزی در مورد وضعیت وخیم بی‌خانمانان صحبت کرد.

they acted compassionately towards the injured animals.

آنها با دلسوزی با حیوانات زخمی رفتار کردند.

she compassionately offered her support to the grieving family.

او با دلسوزی از حمایت خود به خانواده داغدار پیشنهاد کرد.

he compassionately explained the situation to the confused child.

او با دلسوزی وضعیت را به کودک سردرگم توضیح داد.

they compassionately volunteered at the local shelter.

آنها با دلسوزی به طور داوطلبانه در پناهگاه محلی فعالیت کردند.

she compassionately comforted her friend during tough times.

او با دلسوزی دوست خود را در دوران سخت آرام کرد.

he compassionately addressed the needs of the elderly.

او با دلسوزی به نیازهای افراد مسن رسیدگی کرد.

they compassionately advocated for mental health awareness.

آنها با دلسوزی از آگاهی در مورد سلامت روان حمایت کردند.

she compassionately shared her experiences to help others.

او با دلسوزی تجربیات خود را برای کمک به دیگران به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید