positively

[ایالات متحده]/ˈpɔzətɪvlɪ/
[بریتانیا]/'pɑzətɪvli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز فوق‌العاده‌ای; به طور مطلق; با اطمینان کامل; به طور قطعی

عبارات و ترکیب‌ها

think positively

فکر مثبت کنید

positively impact

اثر مثبت بگذارید

respond positively

به طور مثبت پاسخ دهید

view positively

به طور مثبت ببینید

positively related

به طور مثبت مرتبط

جملات نمونه

respond positively to feedback

به بازخوردها به طور مثبت پاسخ دهید

communicate positively with others

به طور مثبت با دیگران ارتباط برقرار کنید

take a positively attitude towards life

نگاهی مثبت به زندگی داشته باشید

react positively to changes

به طور مثبت به تغییرات واکنش نشان دهید

interact positively with colleagues

به طور مثبت با همکاران تعامل داشته باشید

نمونه‌های واقعی

Or positively but not enough from positively.

یا به طور مثبت اما نه به اندازه کافی از مثبت.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

COVID has impacted our business positively because everybody is at home cooking.

بیماری کووید تأثیر مثبتی بر کسب و کار ما داشته است زیرا همه در خانه آشپزی می کنند.

منبع: VOA Standard English_Americas

'Tess, why did you say “no” so positively? '

'تس، چرا اینقدر مثبت جواب دادی؟'

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

It's no surprise that they reacted more positively and with far fewer expletives.

تعجب آور نیست که آنها با خوشحالی و با فحاشی بسیار کمتری واکنش نشان دادند.

منبع: Lean In

So you can expect the financial markets to react pretty positively to this news tomorrow.

بنابراین می توانید انتظار داشته باشید که بازارهای مالی فردا به این خبر به طور نسبتاً مثبتی واکنش نشان دهند.

منبع: NPR News December 2018 Compilation

People who learn to interpret things more positively actually live longer.

افرادی که یاد می گیرند مسائل را مثبت تر تفسیر کنند، در واقع بیشتر عمر می کنند.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

But some positively gush about how Slack has simplified office communication.

اما برخی به طور مثبت از این که اسلاک چگونه ارتباطات اداری را ساده کرده است، تعریف می کنند.

منبع: The Economist (Summary)

He positively revelled in the cult of difficulty.

او به طور مثبت در پرستش سختی غوطه ور شد.

منبع: The Power of Art - Pablo Picasso

Well, first it was positively enormous.

خب، اول از همه، کاملاً بزرگ بود.

منبع: A Brief History of Everything

A) Most employees think positively of it.

الف) اکثر کارمندان به طور مثبت در مورد آن فکر می کنند.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید