berceuses

[ایالات متحده]/bɜːrˈsjuːz/
[بریتانیا]/bərˈsuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لالایی؛ یک ملودی یا آهنگ هیپنوتیک

جملات نمونه

the mother sang a soothing berceuse to her baby.

مادر ترانه ای آرام بخش برای نوزادش خواند.

listening to a berceuse can help you fall asleep.

گوش دادن به یک برسه می تواند به شما کمک کند تا به خواب بروید.

he composed a beautiful berceuse for his daughter.

او یک برسه زیبا برای دخترش ساخت.

the berceuse echoed softly in the quiet room.

برسه به آرامی در اتاق آرام طنین انداز شد.

she played a gentle berceuse on the piano.

او یک برسه ملایم را روی پیانو نواخت.

the lullaby was a classic berceuse from the 19th century.

غزل خواب یک برسه کلاسیک از قرن نوزدهم بود.

children often respond well to a calming berceuse.

کودکان اغلب به خوبی به یک برسه آرامش بخش پاسخ می دهند.

he hummed a berceuse to comfort his friend.

او برای آرام کردن دوستش یک برسه زمزمه کرد.

the berceuse was written to celebrate the birth of a child.

برسه برای جشن تولد یک کودک نوشته شده بود.

her voice was perfect for singing a berceuse.

صدای او برای خواندن یک برسه عالی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید