beseeched

[ایالات متحده]/bɪˈsiːtʃ/
[بریتانیا]/bɪˈsiːtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به طور عاجل یا نگران کننده درخواست کردن؛ التماس کردن.

جملات نمونه

She beseeched him to reconsider his decision.

او از او خواست تا تصمیم خود را دوباره در نظر بگیرد.

He beseeched his boss for a raise.

او از رئیس خود برای افزایش حقوق درخواست کرد.

The villagers beseeched the government for aid after the disaster.

روستاییان پس از فاجعه از دولت درخواست کمک کردند.

She beseeched the judge for mercy.

او از قاضی درخواست مهربانی کرد.

The child beseeched his parents for a puppy.

کودک از والدینش برای یک توله سگ درخواست کرد.

They beseeched the gods for a bountiful harvest.

آنها از خدایان برای برداشت محصول فراوان درخواست کردند.

The protestors beseeched the mayor to address their concerns.

تظاهرکنندگان از شهردار خواستند تا به نگرانی های آنها رسیدگی کند.

The beggar beseeched passersby for spare change.

گدا از رهگذران درخواست سکه های اضافی کرد.

She beseeched her friend to forgive her for the mistake.

او از دوستش خواست تا او را برای اشتباهش ببخشد.

He beseeched his professor for an extension on the deadline.

او از استادش درخواست تمدید مهلت نهایی کرد.

نمونه‌های واقعی

I beseech you, I urge you, I recommend, I advise you.

لطفاً، خواهش می‌کنم، من به شما توصیه می‌کنم، من به شما مشورت می‌دهم.

منبع: Engvid-Benjamin Course Collection

He addressed Lupin more than any of them, beseeching him.

او بیشتر از هر کسی به لوپین گفت، خواهش کرد.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

Let us not, I beseech you, deceive ourselves longer.

ما را فریب ندهیم، خواهش می‌کنم.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

The poor boy beseeched only with his eyes.

پسر فقیر فقط با چشمانش خواهش کرد.

منبع: The Adventures of Pinocchio

But, I must beg, beseech and implore you not today.

اما، من باید خواهش کنم، خواهش کنم و از شما خواهش کنم امروز نه.

منبع: Yes, Minister Season 1

It may cure her. I beseech you to ask her now.

ممکن است او را درمان کند. خواهش می‌کنم از او بپرسید.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Her silence besought an explanation of him more loudly than words.

سکوت او درخواست توضیح از او را بلندتر از کلمات نشان می‌داد.

منبع: Returning Home

My father took him by both hands, and besought him afresh.

پدرم او را از هر دو دست گرفت و دوباره از او خواهش کرد.

منبع: Education of Love

" Go! " Harry beseeched to Luna and Dean. " Go! We'll follow, just go! "

" برو! " هری از لونا و دین خواست. " برو! ما دنبال خواهیم کرد، فقط برو!"

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

I beseech thee! Pray that I may join your man, band of merry men.

خواهش می‌کنم! دعا کن تا بتوانم به گروه مردان شاد تو بپیوندم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید