petition

[ایالات متحده]/pəˈtɪʃn/
[بریتانیا]/pəˈtɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درخواست; درخواست; درخواست رسمی کتبی
vi. درخواست کردن; درخواست کردن
vt. درخواست کردن; درخواست کردن; گدایی کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلpetitioned
صفت یا فعل حال استمراریpetitioning
شکل سوم شخص مفردpetitions
زمان گذشتهpetitioned
جمعpetitions

عبارات و ترکیب‌ها

sign a petition

امضای دادخواست

submit a petition

ارائه دادخواست

petition for change

دادخواست برای تغییر

online petition

دادخواست آنلاین

file a petition

ثبت دادخواست

جملات نمونه

a petition for divorce

درخواست طلاق

a petition for appeal.

درخواست تجدیدنظر

a petition in bankruptcy

درخواست ورشکستگی

petition sb. for sth.

درخواست از کسی برای انجام کاری

file a petition for ...

ثبت دادخواست برای...

present a petition to

ارائه دادخواست به

petition sb. to do sth.

درخواست از کسی برای انجام کاری

They addressed a petition to the legislature.

آنها یک دادخواست به قانون‌گذاری ارائه دادند.

got up a petition against rezoning.

دادخواست علیه تغییر کاربری را تنظیم کرد.

file a petition against ...

ثبت دادخواست علیه...

petition in writing for permission to ...

درخواست کتبی برای کسب اجازه...

They petitioned for an early end to the fighting.

آنها برای پایان زودهنگام درگیری‌ها درخواست کردند.

worded the petition carefully.

آنها دادخواست را با دقت تنظیم کردند.

He petitioned for a retrial in camera.

او برای برگزاری مجدد دادگاه به صورت غیرعلنی درخواست کرد.

a petition by the earls, barons, and commonalty of the realm.

یک دادخواست از طرفEarl ها، Baron ها و مردم عادی پادشاهی.

granted the petitioner's request;

درخواست متقاضی را پذیرفتند;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید