| صفت یا فعل حال استمراری | supplicating |
| قسمت سوم فعل | supplicated |
| زمان گذشته | supplicated |
| شکل سوم شخص مفرد | supplicates |
| جمع | supplicates |
supplicate for help
التماس برای کمک
supplicate for mercy
التماس برای رحمت
supplicate to god
التماس به خدا
supplicate for guidance
التماس برای هدایت
supplicate in prayer
التماس در نماز
supplicate for forgiveness
التماس برای بخشش
supplicate humbly
التماس با تواضع
supplicate earnestly
التماس با اشتیاق
supplicate for peace
التماس برای صلح
supplicate with fervor
التماس با شور و حرارت
they supplicate for mercy during difficult times.
آنها برای رحمت در زمانهای سخت درخواست میکنند.
she decided to supplicate for guidance before making a decision.
او تصمیم گرفت قبل از تصمیمگیری برای هدایت درخواست کند.
many people supplicate for good health in the new year.
بسیاری از مردم برای سلامتی خوب در سال جدید درخواست میکنند.
he knelt to supplicate for forgiveness from his parents.
او برای طلب بخشش از والدینش زانو زد.
the villagers supplicate the spirits for a good harvest.
روستاییان از ارواح برای برداشت خوب درخواست میکنند.
during the ceremony, they supplicate for peace and harmony.
در طول مراسم، آنها برای صلح و هماهنگی درخواست میکنند.
to succeed, he must supplicate for the support of his peers.
برای موفقیت، او باید از حمایت همسالان خود درخواست کند.
she often supplicates for strength when facing challenges.
او اغلب برای قدرت در مواجهه با چالشها درخواست میکند.
they gathered to supplicate for the safety of their loved ones.
آنها برای ایمنی عزیزانشان گرد هم آمدند.
he felt the need to supplicate for a second chance.
او احساس نیاز به درخواست یک فرصت دوباره کرد.
supplicate for help
التماس برای کمک
supplicate for mercy
التماس برای رحمت
supplicate to god
التماس به خدا
supplicate for guidance
التماس برای هدایت
supplicate in prayer
التماس در نماز
supplicate for forgiveness
التماس برای بخشش
supplicate humbly
التماس با تواضع
supplicate earnestly
التماس با اشتیاق
supplicate for peace
التماس برای صلح
supplicate with fervor
التماس با شور و حرارت
they supplicate for mercy during difficult times.
آنها برای رحمت در زمانهای سخت درخواست میکنند.
she decided to supplicate for guidance before making a decision.
او تصمیم گرفت قبل از تصمیمگیری برای هدایت درخواست کند.
many people supplicate for good health in the new year.
بسیاری از مردم برای سلامتی خوب در سال جدید درخواست میکنند.
he knelt to supplicate for forgiveness from his parents.
او برای طلب بخشش از والدینش زانو زد.
the villagers supplicate the spirits for a good harvest.
روستاییان از ارواح برای برداشت خوب درخواست میکنند.
during the ceremony, they supplicate for peace and harmony.
در طول مراسم، آنها برای صلح و هماهنگی درخواست میکنند.
to succeed, he must supplicate for the support of his peers.
برای موفقیت، او باید از حمایت همسالان خود درخواست کند.
she often supplicates for strength when facing challenges.
او اغلب برای قدرت در مواجهه با چالشها درخواست میکند.
they gathered to supplicate for the safety of their loved ones.
آنها برای ایمنی عزیزانشان گرد هم آمدند.
he felt the need to supplicate for a second chance.
او احساس نیاز به درخواست یک فرصت دوباره کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید